أفلا صنعت كذا ؟ ثم أهوى بيديه الى الارض ، فوضعهما على الصعيد ثم مسح جبينه بأصابعه و كفيه احداهما بالاخرى « 1 » .
ترجمه ظاهر حديث اين است : كه جناب مفخر الاوايل و الاواخر جناب امام محمد باقر عليه السّلام فرمودند : كه جناب مخزن اسرار الهى جناب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در سفرى به عمار بن ياسر فرمودند : كه اى عمار به ما رسيد كه تو جنب شده بودى چه كار كردى در چاره جنابت خود ؟ عمار عرض كرد : خود را به خاك غلطانيدم ، جناب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمودند : اين عمل خر است كه به اين نوع خود را به خاك مىغلطاند ، چرا چنين نكردى ؟ بعد از آن دو كف دست مبارك خود را بر زمين گذاردند ، بعد از آن دو جبين خود را به انگشتان خود مسح كردند ، بعد از آن دو كف دست را هر يك را به ديگرى مسح كردند .
وجه استفاده آن است كه فرمودهاند « أفلا صنعت كذا ؟ » مستفاد از اين كلام آن است كه اگر چنين كرده بودى عمل تو صحيح و بى عيب بود ، مشخص است كه عمار نمىدانست كه چنين مىبايد كرد ، و مع ذلك فرمودهاند كه اگر چنين كرده بودى صحيح بود .
پس مقتضاى اين كلام شريف آن است كه جاهل به مسأله هر گاه پيش خود عملى كند و مشخص شود مطابق واقع بوده است ، همين قدر كفايت مىكند در صحت عمل او ، و هو المطلوب .
و منها : الصحيح المروي في باب العلة التي من أجلها كان الناس يستنجون بثلاثة أحجار و العلة التي من أجلها صاروا يستنجون بالماء من العلل ، عن أبي خديجة عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال : كان الناس يستنجون بثلاثة أحجار ، لانهم كانوا يأكلون البسر فكانوا يبعرون بعرا .
هامش
« 1 » من لا يحضره الفقيه ج 1 / 104 .