به جهت آنها مىنمايد ، يكى از آنها فرضا از محارم آن امام است ، ظاهر اين است در اين صورت در چنين جماعتى اكتفاء به أذان چنين زنى مىتوان نمود .
دوم : آنست كه بيست نفر مرد مثلا مىباشند و ضعيفهاى كه از محارم همهء آنها است ، مثل آن كه مادر يا خواهر يا عمه آنها است ، يكى از بيست نفر امامت مىكند سايرين اقتداء مىكنند به او ، و آن زن كه از محارم آنها است نيز اقتداء به آن امام مىنمايد در همان نماز ، مطلب اينست آيا در چنين صورتى مىتوان قرار داد كه آن زن اتيان به أذان چنين جماعت نمايد يا نه ؟ حكم به جواز خالى از اشكال نيست ، ظاهر از محقق در شرايع « 1 » و نافع « 2 » و معتبر « 3 » عدم جواز است و مصرح به در مبسوط « 4 » و كلام علامه و شيخ شهيد و غير آنها جواز است ، و اين دور نيست لكن أحوط أول است .
صورت ثالثه : آنست زن امامت زنان مىكند ، در اين صورت اگر زنى كه امامت همان زن اتيان به أذان و اقامه نمايد از براى ساير زنان كه أهل جماعت مىباشند اكتفاء نمودن به آن أذان و اقامه بى اشكال است ، و اين مقطوع به است احاديثى كه دلالت مىكند بر جواز امامت زن به جهت ساير زنان دال بر اينمطلب است ، به علاوه منصوص به است در حديث مروى به طريق عامه حاصل مضمون آن اين است كه جناب مفخر أنبياء و رسل صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله مرخص فرمودند ام ورقه را كه أذان و اقامه گفته امامت زنان سلسله خود نموده باشد « 5 » .
هامش
« 1 » شرايع محقق حلى ج 1 / 75 .
« 2 » مختصر النافع محقق حلى ص 51 .
« 3 » معتبر محقق حلى ج 2 / 126 .
« 4 » مبسوط شيخ طوسى ج 1 / 97 .
« 5 » سنن بيهقى ج 3 / 130 .