اين است كه نماز جامع محاسنى است كه در هيچ يك از عبادات متحقق نيست ، از جمله يك جزء از آن قرآن است ، كه شرافت و فضيلت او به نحوى است كه دانسته شد ، و همچنين ساير أجزاء .
پس جامعيتى كه در نماز هست در هيچ يك از عبادات متحقق نيست ، و اين دليل است بر آنكه نماز أشرف است از قاطبه عبادات ، و هو المطلوب .
كفايت مىكند در اثبات مرام همان حديث معتبرى كه سابق بر اين از كتاب كافى « 1 » و تهذيب نقل شده ، و هو الذي روى عبيد بن زرارة بسند كالصحيح عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله : مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط ، اذا ثبت العمود نفعت الاطناب و الاوتاد و الغشاء ، و اذا انكسر العمود لم ينفع طنب و لا وتد و لاغشاء « 2 » .
الفسطاط بضم الفاء و كسرها ، و تبديل الطاء الاولى تاءا و الطائين تائين هكذا : فسطاط و فستاط و فستات كما فى القاموس « 3 » .
و فيه : طنب بضمتين حبل طويل يشد به سرادق البيت أو الوتد « 4 » .
حاصل معنى اين حديث حق آيين چنانچه در سابق بيان شد آنست كه مثال صلاة مثال عمود و ستون خيمه است ، و ساير اعمال مثل زكات و خمس و صوم و نحو اينها به منزله طناب و ميخ و پرده خيمه است پس هر گاه عمود و ستون خيمه محكم و ثابت باشد نفعى مترتب مىشود بر طناب و ميخ و پرده خيمه ، و هر گاه عمود خيمه شكسته باشد هيچ نفعى مترتب نمىشود بر طناب و ميخ و پرده خيمه .
هامش
« 1 » فروع كافى ج 3 / 266 ، ح 9 .
« 2 » تهذيب الاحكام ج 2 / 238 ، ح 11 .
« 3 » قاموس فيروز آبادى ج 2 / 378 .
« 4 » قاموس فيروز آبادى ج 1 / 98 .