اينها در صورتى است كه آن جزء مخلوط مأخوذ بوده باشد از آن حيوان غير مأكول در حال حيات . و اما هر گاه مأخوذ بوده باشد از آن بعد از ممات حكم به جواز پوشيدن اگر چه در غير حالت نماز بوده باشد مشكل « 1 » بلكه ممكن نيست .
و مخفى نبوده باشد كه منع از نماز در حرير ثابت است اگر چه عورت مصلى مستور به غير آن بوده باشد ، بلكه منع ثابت است اگر چه روى جامه حرير بوده باشد و آستر غير حرير يا به عكس آن .
مبحث چهارم : آن است كه حرير از موانع علميه است ، پس هر گاه كسى در حرير نماز كند با جهل به موضوع ، يعنى نداند كه اين ثوب حرير است ، مثل اين كه در شب تار جامهاى پوشيد و نماز كرد ، بعد از فراغ از نماز مشخص شد كه نماز در حرير شده ، ظاهر اين است كه نماز صحيح بوده باشد اعاده آن لازم نباشد ، اگر چه عالم به حقيقت حال در وقت شود .
و اما هر گاه بر عكس اين بوده باشد ، به اين نحو كه نماز در جامهاى اتيان نمود به اعتقاد اين كه اين جامه حرير « 2 » مىباشد ، بعد از فراغ از نماز مشخص شد كه حرير نبوده است ، ظاهر اين است كه نماز باطل بوده باشد .
و اما ناسى پس حكم آن يا ناسى موضوع است يا ناسى به حكم ، ناسى به موضوع ظاهر اين است كه مثل جاهل بوده باشد ، و اما ناسى به حكم پس در آن تفصيل است انشاء اللَّه تعالى در مبحث مغصوب ظاهر خواهد شد .
مبحث پنجم : آن است كه حكم به بطلان نماز مختص به اين نيست كه حرير قدرى بوده باشد كه نماز به تنهايى در آن توان نمود ، بلكه ثابت است
هامش
« 1 » اظهر جواز است - ا س د .
« 2 » هذا مع العلم بالحكم و الا فحكمه حكم الجاهل بالحكم - ا س د .