در صورتى كه مايع « 1 » بوده باشد ، مثل بول و خون و شير و نحو اينها ، مثل رطوبت خارجه از ميته .
در اين صورت مىگوييم : هر گاه يكى از آنها برسد به بدن مصلى يا به لباس مصلى نماز در آن جايز نيست ، اگر چه بگوييم شير از ميته مأكول اللحم طاهر است ، لكن در اين صورت تفرقه بايد بشود ميان شير و غير شير ، مانعيت شير بنا بر اين با ابقاء رطوبت است ، پس در صورت جفاف مانعى نخواهد بود ، پس محتاج به غسل ملاقى نخواهد بود ، به خلاف بول و نحو آن ، اگر چه بول حيوان مأكول اللحم در حال حيات طاهر است ، لكن بعد از ممات نظر به ملاقات به ميته نجس مىشود ، بعد از تحقق جفاف أثر نجاست باقى خواهد بود ، ازاله آن محتاج به غسل است .
و اما اگر أجزايى بوده كه حيات در آنها حلول كرده باشد ، مثل جلد و لحم و نحو اينها ، پس نماز در آنها بلكه نماز با آن جايز نيست ، اگر چه ما لا يتم به الصلاة بوده باشد ، بلكه استعمال آنها در مقام انتفاع در خارج نماز نيز جايز نيست .
مقام ثانى : در أجزاء ميته غير مأكول اللحمى است كه طاهر العين بوده باشد ، حكم اين از آنچه در سابق مذكور شد مشخص مىشود ، بلكه حكم در صورت موت أشد مىشود ، وجه اين نيز از آنچه در اين مقام مذكور شد ظاهر مىشود ، نظر به اين كه أشياء مايعه منفصله از حيوان غير مأكول اللحم در حال حيات غير از بول و خون طاهر است ، پس مانعيت أجزاء مايعه طاهره مشروط خواهد بود به بقاء رطوبت « 2 » ، بنابراين در صورت تحقق جفاف مانعى نخواهد بود ، به خلاف رطوبات
هامش
« 1 » در صورتى كه مايع بوده باشد نيز اجتناب مسلم نيست خصوصا شير ، و اعتبار جفاف در آن لازم نيست - ا س د .
« 2 » منع در صورت بقاء رطوبت نيز مسلم نيست - ا س د .