چه استصحاب صحت مقتضى حكم به اتمام است ، لكن مقتضاى لا صلاة الا الى القبلة نظر به آنچه مذكور شد باز حكم به لزوم قطع است « 1 » ، به جهت آن كه لفظ صلاة اسم است از براى أفعال مفتحه به تكبير و مختمه به تسليم ، و امتثال به مضمون اين حديث موقوف بر اين است كه وقت شروع به نماز معتقد اين بوده باشد كه اين صلاة به جانب قبله است و مفروض نه چنين است .
هشتم : آن است اين حكم كه مذكور شد يعنى اتيان به چهار نماز به چهار سمت آيا مختص است به نماز يوميه يا عام است ؟ ممكن است تفصيل در اين مقام به اين نحو : اما نماز ميت پس ظاهر « 2 » اين است كه اكتفا به يك نماز به هر سمتى كه بوده باشد بتوان نمود ، و اما غير آن مثل نماز آيات غير كسوفين كه موقت به وقت نبوده باشد بگوييم تأخير آن نمايد تا رفع تحير شود ، آن وقت اتيان به يك نماز نمايد بسوى قبله .
و اما كسوفين پس اگر وقت وسعت به چهار نماز به چهار سمت داشته باشد لازم است كه اتيان نمايد ، و اگر وسعت نداشته باشد اقتصار نمايد به آنچه وقت وسعت دارد ، دور نيست « 3 » در أمثال مقامات در مثل نماز ميت و نماز كسوف و خسوف در چنين وقتى عمل به مقتضاى قرعه نمودن أولى بوده باشد ، خصوصا در مثل نماز ميت ، نظر به عموم و شمول أدله قرعه ، و عدم انصراف مقتضى تكرار در اتيان
هامش
« 1 » اقوى در هر دو صورت جواز اكتفاء است ، يعنى در صورت رفع تحير بعد از فراغ از نمازى كه كرده است مستقبلا الى القبلة ، و در صورت رفع تحير در اثناء صلاة كه در آن مستقبل بسوى قبله بوده است ، و در هر دو صورت آنچه به عمل آورده است صحيح است و لا سيما در صورت اخيره ، پس قطع صلاة در حق او جايز نخواهد بود - ا س د .
« 2 » فيه نظر بل الاقوى و الاحوط الاتيان بها الى أربع جهات - ا س د .
« 3 » بعيد است و اقوى همان است كه اول فرمودهاند - ا س د .