و استكانت أرباب افتقار و داعى توسل و انقطاع به درگاه كريم غفار مىشود مقام استكمال است .
توضيح اين مطلب : آن است كه صانع حكيم متعال و خالق مجيد برى از شايبهء انقطاع و زوال خلقت انساني را فرموده بر وجهى كه قابل أنواع كمالات و لايق انحاء ترقيات و ارتقاء از مهابط حضيض به اوج انخراط زمره عاليات مىباشد . و اين مرتبه مرتبهء اين است كه هر كس به قدر قابليت و همت شايق وصول به اين سعادت عظمى ، و طالب وفور بر اين كرامت كبرى هست ، مشخص است طريقهء استكمال موجب افتقار به خدمت أهل كمال است .
و معلوم است كه ما عداى خداوند متعال در عرضه فنا و زوال و در حيز دثور و اضمحلال است ، و كمال حاصل نمىشود مگر به رفع نقصان و قصور ، و اين يا به رجوع به ارتكاب كمال از افراد انسان است ، يا به تضرع و گريه و زارى و بى قرارى و انقطاع به درگاه با رفعت عظيم متعال خداوند فعالى كه موصل به اسرار آثار قدرت اوست آيه كريمه * ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * « 1 » معلوم است كه أول در حق أنبياء و أوصياء ايشان غير معقول است ، پس ثاني متعين است . پس داعى بر تضرع و ابتهال به درگاه حضرت ذو الجلال استكمال است .
و از اين است كه جناب سيد الساجدين صلوات اللَّه و سلامه عليه در مقام مناجات به عرض درگاه قاضى الحاجات رسانيده « و عزتك لا أجد لذنوبي سواك غافرا ، و لا أرى لكسرى غيرك جابرا » و قال أيضا : « الهى كسرى لا يجبره الا لطفك و حنانك « 2 » ، و فقري لا يغنيه الا عطفك و احسانك .
هامش
« 1 » سوره يس : 82 .
« 2 » در بعض نسخ : و احسانك .