اعتبار بىاعتبار نموده ، لهذا در اين وقت عوايق تخاطب با معبود كمتر ، و موانع مناجات با قاضى الحاجات اندر است .
آن كس كه لذت توجه به ساحت عظمت رب العزه ، و حلاوت التفات به بيدارى « 1 » كبريايى معدن العظمة به مذاق او رسيده ، طالب چنين وقتى است كه خود را به سرمايه سعادت دارين و مصدر افتخار نشأتين رسانده ، زنگ آلام مكتسبه از مباعدت ساحت حضور از خود دور ، و التيام جراحات مولمه از قلب محنت قرين به مرحم وصال جهان آفرين نمايد ، حواجب مظلمه عايقه جمال محبوب متعال را به ناله هاى جگر سوز و نداهاى رقت اندوذ دفع نموده .
و ستور مظلمه حاجبه مولمه را به استناره تمسك به ذيل مقاله « و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها اليك » قطع نموده ، خود را معلق به عز قدس حضرت ودود سازد و به اعانت توصل به مناجات « و هب لي دوام الاتصال بخدمتك » خود را از حضيض مآلم فرقت مهجور به اوج مسرت وصال محبوب مسرور گرداند .
و چه بلاها است كه به بركت خروج دموع از عيون در آن وقت ظلوم از خوف و خشيت حضرت معبود جل شأنه از اهل آن بلد دفع خواهد شد ، و چه مراتبى است كه به دستيارى ناله هاى بسيار در آن شب تار از خوف و غضب حضرت قهار به آن مىتوان رسيد ، نعم ما قيل :
اى دانه كه خوشه مىتوانى گشتن
در خاك چه ماندهاى سرى بيرون كن
از كاشف أسرار و دقايق جناب امام جعفر صادق عليه السّلام وارد است حديثى كه حاصل معنى آن اين است : هر چشمى در روز قيامت گريان خواهد بود مگر
هامش
« 1 » در بعض نسخ : بيدايى .