زوال حمره مغربيه ، و ظاهر محقق در معتبر « 1 » و علامه در منتهى دعوى اتفاق علماء شيعه است بر اين مطلب .
دوم : آن است كه ممتد است به امتداد وقت مغرب ، و اين مختار شيخ شهيد است در دروس « 2 » و صاحب مدارك .
سوم : جمع ما بين هر دو قول است ، أول در حق مختار ، و دوم در حق مضطر و اين ظاهر مىشود از كلام أبي الصلاح در كافى ، نظر به اين كه در فصل صلوات مسنونه فرموده است : كه وقت نافله هر فريضه ممتد است به امتداد وقت آن فريضه ، و در وقت نماز مغرب قائل شده كه وقت مختار منتهى مىشود به زوال حمره مغربيه ، و وقت مضطر باقى است تا نصف شب « 3 » . و مختار ما بين أقوال قول أول است .
بدان كه مناسب اين است كه تنبيه شود در اين مقام به چند چيز :
أول : آن است كه هر گاه فرض شود كسى كه در به دو امر به اعتبار باعثى قرار داد كه ترك نافله مغرب نمايد ، و به اين قصد اتيان به هر دو نماز نمود بلا فصل ، بعد رفع باعث شد و قرار داد كه اتيان به نافله مغرب نمايد ، اگر بعد از زوال حمره است اتيان مىنمايد به نيت قضا ، و اگر قبل از زوال حمره است ظاهر اين است كه اتيان به نيت اداء مىتواند نمود .
دوم : آن است كه مكروه است حرف زدن ما بين مغرب و نافله آن ، و همچنين ما بين چهار ركعت .
سوم : سجده شكرى كه مستحب است بعد از فراغ از فرايض أولى آن است
هامش
« 1 » معتبر ج 2 / 40 .
« 2 » دروس ص 23 .
« 3 » كافى ابى الصلاح ص 137 و 158 .