يا آن كه در شب به اعتقاد اين كه نماز مغرب كرده است نماز عشاء را به عمل آورد و خوابيد ، بيدار نشد مگر بعد از نصف شب ، آن وقت فساد اعتقاد او منكشف شد ، مشخص شد كه نماز مغرب را به عمل نياورده است .
يا آن كه بعد از دخول شب و انقضاى زمانى كه كفايت صلاتين مىنمود خوابيد قبل از اداى صلاتين و بيدار نشد مگر قبل از نصف شب مقدارى كه كفايت نمىنمود مگر اداى صلاة عشاء را .
در جميع اين صور صوم آن روز ثابت نيست .
و زمام كلام اگر چه تجاوز از اعتدال نمود ، لكن نظر به اين كه مباحث مهمه بود و أصحاب رفع اللَّه تعالى مقامهم متعرض نشده بودند در اين مقام ثبت نمود ، و اللَّه العالم بحقايق الاحكام و حججه الائمة النجباء العظام عليهم آلاف التحية و الثناء و السلام .
مبحث چهارم ( در بيان وقت نماز صبح است و تحديد آن بداية و نهاية )
پس مىگوييم : أول آن حين ظهور سفيدى است فوق افق متصل به افق در جانب مشرق كه منبسط و منتشر است در عرض افق متصل به آن ، اين أول فجر است ، كه تعبير از آن به صبح صادق مىشود .
در مقابل صبح كاذب كه عبارت از سفيدى است كه فوق افق به طريق استطاله « 1 » هم مىرسد ، قبل از اين و آن سفيدى متصل به افق نيست ، بلكه فوق افق است و ظلمتى يعنى سياهى فاصله هست ما بين اين سفيدى و افق مشرق ، تعبير از اين مىشود به صبح كاذب و فجر أولش گويند ، به جهت آن كه اين سفيدى قبل
هامش
« 1 » استطاله : دراز شدن .