نداشته باشد .
چهارم : هر گاه فرض شود بالاضافه به بطيء القراءة به مقدار چهار ركعت از آخر وقت باقى بوده باشد ، و همين مقدار نسبت به أغلب اشخاص سعهء هشت ركعت نماز را داشته باشد ، در اين صورت در حق اين شخص جايز نيست مشغول به نماز عصر شود و عدول « 1 » كند از نماز ظهر مطلقا .
پس اگر ممكن بوده باشد در حق اين شخص اتيان صلاتين به جماعت آن متعين خواهد بود ، و اگر جماعت ممكن نبوده باشد و متمكن بوده باشد به ترك قرائت سوره در هر دو نماز از درك كل صلاة ظهر و درك ركعت از عصر را فصاعدا قبل از غروب چنين نمايد .
و اگر فرض شود كه چنين ممكن نبوده باشد ، دور نيست كه بگوييم در چنين صورت اين شخص مخير « 2 » است ما بين آن كه اتيان به صلاة ظهر نمايد اداءا و نماز عصر را قضا نمايد و بالعكس .
و ممكن است كه گفته شود عدول از ظهر نمايد ، و متعين بوده باشد در حق اين نماز عصر ، و نماز ظهر را بعد از آن قضا نمايد ، نظر به اين كه مقدار دو ركعت أخير مختص به نماز عصر است بى اشكال ، و مقدار دو ركعت اول مشترك است ما بين الصلاتين .
پس در صورت اختيار نماز عصر همهء نماز عصر در وقت خود اتيان شده خواهد بود ، دو ركعت آن در وقت مختص به خود نماز عصر ، به خلاف
هامش
« 1 » يعنى ترك كند نماز ظهر و قضاء آن را نمايد - ا س د .
« 2 » الظاهر تعين العصر عليه لو لم يمكن الجمع به ترك السورة و الاتيان بالصلاتين جماعة و نحو ذلك - ا س د .