تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
و شگفتا كه تورات ، داستان را وارونه مىكند و موسى را خداى فرعون و هارون را پيامبر موسى مىگويد ، از تورات بشنويم : « و خداوند به موسى گفت : ببين تو را بر فرعون خدا ساخته‌ام و برادرت ، هارون ، نبّى تو خواهد بود ، هر آنچه به تو امر نمايم آن را بگو و برادرت هارون آن را به فرعون بازگويد تا بنى اسرائيل را از زمين خود رهايى دهد » « 1 » و من درشگفتم كه نويسندگان تورات ، چگونه اين سخنان كفرآميز را برساخته‌اند و موسى ، بنده و برگزيدهء خدا چگونه مىتواند خداى فرعون باشد ، و هارون چگونه مىتواند پيامبر موسى باشد ، و آيا به راستى كتابى اين‌گونه را مىتوان كتابى توحيدى شمرد ، تا چه رسد به اين كه آن را فرود آمده از سوى خداوند بلندمرتبه و توانا نيز دانست . 6 . تنها در قرآن آمده است كه فرعون از هامان خواست تا با آجر براى او برجى بلند بسازد ، باشد كه از كار خداى موسى سر درآورد ، چنان كه در قرآن مىخوانيم : « فرعون گفت : اى بزرگان ! من جز خود خدايى براى شما نمىشناسم ، اى هامان براى من آتش بر گل برافروز [ و آجر بپز و با آنها ] براى من برجى [ بلند و آسمان ساى ] بساز ، باشد كه به خداى موسى راهى بيابم و البته من او را از دروغگويان مىپندارم » . « 2 » 7 . تنها در قرآن آمده است كه جادوگران فرعون به خداى موسى و هارون ايمان آوردند و اين ايمان آوردن آنان ، براى فرعون ، چنان نامنتظر و كوبنده بود كه نزديك بود از خشم بتركد و از اين روى بود كه آنان را به همدستى با موسى متهم كرد و سپس به سخت‌ترين كيفرها تهديدشان كرد و گفت : « آيا پيش از آن كه من به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد ، بىگمان او بزرگ شماست كه جادوگرى را به شما آموخته است ، به زودى مىدانيد [ و مىبينيد كه با شما چه مىكنم ] دست و پاهاتان را به گونهء ناهمگون مىبرم و بر تنه‌هاى خرمابنان همه‌تان را به دار مىآويزم . » و آنان كه ايمان جان و دلشان را سرشار كرده بود ، اين تهديد را به چيزى نگرفتند و گفتند : « باكى نيست كه ما به سوى خدايمان مىرويم ، و از اين كه نخستين گروندگان بوده‌ايم ، اميدواريم پروردگارمان گناهانمان را ببخشايد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . سفر خروج ، 7 : 1 - 2 . ( 2 ) .وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ( سورهء قصص ، آيهء 38 ) . ( 3 ) . قال :آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 421 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو