« عمرأم عمّه خود يوكابد را به زنى گرفت و او براى وى هارون و موسى را زاييد » « 1 » ، گزارشى افزوده و دستكارى شده مىنمايد كه در تورات نخستين نبوده و در روزگارانى دراز پس از گزارش نخستين با بهرهگيرى از آنچه عالمان يهود در سفر اعداد آوردهاند به سفر خروج افزوده شده است . « 2 »
و شايد همينهاست كه مورخ يهودى « سيسيل روت » را به اين انديشه كشانده است كه موسى بيش از آن كه از تيره و قبيلهء لاوى باشد - كه گزارشهاى تورات برآنند - با گونهاى تبار مصرى از تيره و قبيلهء « افرايم » مىنمايد . « 3 » حال اگر به همهء اينها بيفزاييم كه جز گزارشهاى تورات و كتاب مقدس هيچ سند استوار كهنى دربارهء موسى به دست او نرسيده و آنچه در اين باره بوده ، نابود شده است ، تا آنجا كه يهوديان خود قبر موسى را نيز نمىدانند « 4 » ، آشكار خواهد شد كه تا چه اندازه يهوديان به اين مرد بزرگ ستم روا داشتهاند و در فروكاهيدن ارج و ارزش او و ناشناخته ماندن شخصيت و اعمال او تا آنجا كوشيدهاند كه سرانجام كار بدينجا كشيده كه برخى از پژوهشگران تاريخ مصر و تاريخ يهود ، در اصل وجود تاريخى او - اين پيامبر بزرگ خدا - نيز تا آنجا ترديد روا دارند كه كسى مانند ، « گوستاو لوبون » آشكارا بگويد : موسى درست مانند « بودا » بيش از آن كه يك شخصيت تاريخى باشد ، يك شخصيت اسطورهاى - افسانهاى است . « 5 »
از اينجا آشكار مىشود كه علماى ماترياليست يهود در عصر حاضر ، در برابر شخصيت موسى درشگفتند . اين در حالى است كه نداشتن دليلى مادى ، هرچند كماهميت ، كه نشان دهد موسى وجود داشته است ، آنها را رنج مىدهد . پس به سفسطه روى آورده و گويند : موسى ، اين شخصيت ارزشمند تاريخ يهود ، اگرچه [ فى الواقع ] نبوده ، اما [ بايد قبول كرد كه ] بوده است . و اين سخنان همه بر خيالپردازى استوار است ؛ [ اين است كه ] تاريخ يهود پر است از جدال و نفاقى هميشگى .
با اين همه من به وجود تاريخى موسى اين پيامبر برگزيده و بزرگوار ايمان استوار دارم و بر
هامش
( 1 ) . سفر خروج ، 6 : 20 - 21 .
( 2 ) . حسين ذو الفقار ، « توراة اليهود » ، المجله ، ژانويهء 1970 ، 12 ؛ نيز :A . L . Sachar , A History of The Jews , N . Y، 1954 .
( 3 ) .C . Roth , op - cit , p . 6 - 8.
( 4 ) . سفر تثنيه ، 34 : 1 - 6 .
( 5 ) . گوستاو لوبون ، همان ، 75 .