پافشارى ، آنها را از تبارى آريايى مىدانند كه در آسياى صغير مىزيستهاند ، « 1 » و گروهى ديگر آنها را از عربهاى شبه جزيرهء عربستان مىشمارند . « 2 » مورخان مسلمان نيز آنها را از عمالقه يا از عربهاى بائده و از ميان رفته گفتهاند . « 3 » « گاردنر » نيز بر اين است كه واژه يا اصطلاح « حقاخست » ( « حپق خاس » به معنى امير شهر كوهستانى بيگانه ) تنها به اميران و فرمانروايان اشاره دارد ، نه چنان كه يوسف يهودى پنداشته ، به همهء مردمانى كه از آن جنس بودهاند ، چيزى كه ديرزمانى پژوهشگران در آن بر خطا بودند . حتى برخى از آنان هيكسوسيان را جنس ويژهاى از جنگاوران دانستهاند كه پس از جنگ سوريه و فلسطين ، راه مصر را پيش گرفتهاند ، ديدگاهى كه نشانه و پشتوانهاى بر آن نداريم - اگرچه شايد سخنان مانيتو بىاشارهاى به آن نباشد « 4 » - . و از اينجاست كه پژوهشگران كم و بيش همرأىاند بر اين كه هيكسوسيان يك ملت و نژاد معين نبودهاند ، بلكه آميزهاى از ملتها و نژادهاى گوناگون بودهاند كه در راه مصر با يكديگر آشنا و آميخته گشتهاند . اين آميختگى آشكارا از نامهاى آنان برمىآيد ، نامهايى كه با نژادهاى گوناگون پيوند دارند ، و اگر شمار نامهاى سامى آنان بيشتر نيز باشد ، بودن نامهاى غير سامى ، آشكار مىكند كه همهء آنان سامى نبودهاند و بىگمان برخى از آنان « كاسى » و گروهى ديگر ، « حورى » بودهاند و اين هر دو نژاد ، ريشهء هند و اروپايى دارند كه از ميانههاى آسيا آمده بودند . به هر روى بىچند و چون نمىتوان اين يورش گران بر مصر را بيشتر از ساميان دانست . اگرچه امروزه افزونى نامهاى سامى در ميان آنان ، ما را مىفريبد كه بيشتر آنان را سامى بدانيم ، ولى اين افزونى مىتواند از اين روى باشد كه ما نشان و نوشتههاى بسندهاى از آن روزگار در دست نداريم ، يا از اين روى كه عناصر غير سامى آنان كمكم و نه چندان دير ، در ديگر عناصر هضم و حل شده و به رنگ و نشان آنان درآمده باشند . « 5 »
7 . ديدگاهى كه داستان خروج اسرائيليان از مصر را همان داستان بيرون راندن
هامش
( 1 ) .H . Junker , Geschichte der Aegypter , 1933 , p . 105.
( 2 ) .L . W . King , Studies in Eastern History , Egypt and Westem Asia . . . , LOndon , 1901 , p . 134 F. ( 3 ) . تفسير قرطبى ، 427 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 335 - 336 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 101 - 104 ؛ تاريخ ابن خلدون ، 2 / 27 .
( 4 ) .A . Gardener , op - cit , p . 156.
( 5 ) . احمد قحرى ، مصر الفرعونية ، 187 ؛ سليم حسن ، مصر القديمة ، 4 / 187 ؛ نجيب ميخائيل ، همان ، 402 ، نيز :A . Gardiner , op - cit , p . 157 ; J . Wilson , op - cit , p . 164.