بسيار بلندى نداشته است و از ياران و نزديكان فرعون نبوده است ؟ « همانا كه قارون از قوم موسى بود كه با آنان از در شورش و سركشى درآمد و ما به او چنان گنجينههايى داده بوديم كه كليدهايش بر گروهى نيرومند نيز سنگينى مىكرد و چنان بود كه قومش به او گفتند : شادمى مكن كه خدا شادىزدگان را دوست ندارد » « 1 » .
بارى ، موسى در كاخ فرعون - بزرگترين فرمانرواى جهان در روزگار خودش همانند شاه زادگان باليد و بزرگ شد ، و ديگرى نگذشت كه نشانههاى زيركى و تيزهوشى و بزرگ منشى در او آشكار شد ، از اين روى به گفتهء برخى از مورخان ، براى او آموزگارانى آوردند و او خواندن ، نوشتن حساب ، پاپيروس نويسى ، ستارهشناسى ، تاريخ و جغرافيا آموخت و
هامش
( 1 ) .« إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ »( سورهء قصص ، آيهء 76 ) .
گفتنى است كه برخى از آيات الهى ، قارون از خويشان موسى - عمو يا پسر عموى او - دانسته شده است كه از سوى فرعون به اميرى بنى اسرائيل گماشته شده بود و در اينباره با موسى به رقابت برخاسته بود . از قرآن نيز برمىآيد كه او از قوم موسى بوده است و خدا موسى را به سوى او و فرعون و هامان فرستاده بوده است .
( سورهء قصص ، آيهء 76 ، عنكبوت ، 39 ؛ مؤمن ، 23 - 24 ) - بر اساس روايات ، او ثروت و سرمايه و گنجينههاى بسيار داشته است چنان كه كليدهاى گنجينههاى او را چهل قاطر مىكشيده است ، افزونى ثروت ، او را به سركشى واداشت ، به موسى گفت : تو پيامبر باشى ، هارون دانشمند باشد و من چيزى نباشم ؟ تا كى صبر كنم و چيزى نگويم ؟ و موسى گفت : اين خواست خداست . و به گزارشى ديگر به موسى گفت اگر تو در پيامبرى بر من برترى دارى ، من نيز در سرمايه و دارايى بر تو برترى دارم . به يك روايت نيز ، قارون پول كلانى - هزار دينار يا طشتى از طلا - رشوه گرفت تا به موسى تهمت زنا و هرزهگى بزند و روز عيدى پس از آن كه موسى سخنرانى كرد و گفت : هر كس دزدى كند ، دستش را مىبريم و هر كس تهمت زند ، تازيانهاش مىزنيم و هر بىهمسرى زنا كند ، تازيانهاش مىزنيم و هر همسردارى زنا كند ، سنگ سارش مىكنيم ، ناگاه قارون برخاست و گفت در ميان مردم چنين زبانزد شده كه تو با فلان زن زنا كردهاى ، او را بخواه تا راستش را بگويد و چون آن زن را آوردند ، گفت : « فرعون از من خواسته بود بگويم با من زنا كردهاى ، موسى از اين كه بىگناهىاش آشكار شد ، به سجده افتاد ، سپس به مردم گفت : خداوند همان گونه كه مرا بر فرعون فرستاده ، بر قارون نيز فرستاده است ، سپس او را نفرين كرد و زمين او و يارانش را فرو خورد .
گفتنى است كه برخى از پژوهشگران معاصر ، قارون را همان « قورح » پنداشتهاند كه داستانش در تورات ( سفر اعداد ، 16 : 1 - 5 ) آمده است . ولى اين ديدگاخ را به آسانى نمىتوان پذيرفت ، زيرا ناهمانندىهاى داستانهاى اين دو ، از همانندىهاى آنها بسى بيشتر است . مگر اين كه ناهمانندى آنها را پىآمد تحريفات و دستكارىهاى تورات بدانيم ( بنگريد به : زمخشرى ، الكشاف ، 3 / 340 - 342 ، مختصر تفسير ابن كثير ، 3 / 23 - 26 ؛ البداية و النهاية ، 1 / 309 - 312 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 443 - 452 ؛ ابن اثير ، الكامل 1 / 115 - 116 ؛ سفر تشنيه ، 22 - 29 ، 22 ؛ دربارهء كيفر زنا در تورات نيز بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 3 / 194 - 195 ) .