خود را هرگاه كه استيصال آنها مىخواستيد تا اينكه شما جبن ونامردى نموديد وتنازع كرديد در امر گرفتن غنيمت ، وعصيان ونافرمانى كرديد بعد از آنكه نماييد شما را چيزى كه دوست داشتيد ، [ بعضي از شما دنيا مىخواهد و ] ( 1 ) بعضي از شما آخرت مىخواهد ، پس تر از آن باز داشت شما را از آنها تا آزمايش كند شما را ، وبه تحقيق كه عفو كرد از شما .
در اين صورت ديگر حاجت عتاب حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) باقي نمانده .
اما آنچه گفته : ونزد شيعه چون استيقان هلاك شود ، فرار از جنگ كفار جايز است .
پس مردود است به اينكه : بناى طعن بر مذهب أهل سنت است ، ودر كتاب “ مختصر محلى “ ابن حزم ظاهري مذكور است :
ولا يحلّ لمسلم أن يفرّ عن مشرك ولا عن مشركين ولو كثر عدّوهم ( 2 ) أصلا ، لكن ينوي في رجوعه التحيّز إلى جماعة المسلمين إن رجا البلوغ [ إليهم ] ( 3 ) ، أو ينوي الكرّ إلى القتال ; فإن لم ينو إلاّ ‹ 290 › تولية دبره هارباً فهو فاسق ما لم يتب ، قال الله عز وجل : ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا
هامش
1 . زيادة از نسخه [ ز ] مىباشد ، وبدون آن ترجمه آية ناقص است .
2 . في المحلّى : ( عددهم ) ، وهو الظاهر .
3 . الزيادة من المحلّى .