دخول حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] وبني هاشم نيز ; لأنّهم من قريش ، واگر بعض مراد باشند مفيد مدعا نمىشود ; زيرا كه خوف از مؤلفة القلوب ونومسلمانان فتح مكّه - كه هنوز مؤدّب به آداب شريعت نبودند وقوّت ايمان نداشتند - بوده است نه از أصحاب خود .
وصدور تقيه در أمور تبليغى در شرايع دين وواجبات آن ثابت بايد كرد نه در مصالح دنيوي ، وشكست وريخت عمارات اگر چه عمارت كعبه باشد ; زيرا كه اين فعل بالاجماع نه مأمور به بود ونه واجب .
مع هذا در حديث خوف واقع شده ، واز خوف ، وقوع آن امر لازم نمىآيد ، پس اين خبر را در مطاعن جميع صحابه آوردن خصوصاً كساني كه حرف وسخن در آنها است ، كمال تعصب وعناد است ( 1 ) .
أقول :
علاّمه حسن بن مطهر حلّى - عليه الرحمة - براي تكذيب قضية مشهوره - كه أكثر علماى أهل سنت در كتب خود مىآرند - : ( الصحابة عدول كلّهم ) ، أحاديث عامه مذمت أصحاب را ذكر كرده از آن جمله گفته :
وروى الحميدي في الجمع بين الصحيحين - في مسند عائشة من المتّفق عليه - : أنّ النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم قال لعائشة :
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 347 - 348 .