مىكشد ، وآن شخص از غلبه غضب يا شهوت مىخواهد كه در آتش سوزان درآيد ، ودر أكثر نفوس كه غلبه شهوت وغضب به نهايت مىانجامد جذب وكشش پيغمبر كفايت نمىكند ودر آتش مىافتد .
ودر اينجا مراد از ( نار ) آتشى است كه در تمثيل مذكور آن رفته نه دوزخ آخرت ، وآن آتش كناية از معاصي وشهوت است كه غالباً موجب دخول نار آخرت مىباشد گو در حقّ بعضي اشخاص نشود .
ومراد در اينجا وقوع صحابه در دوزخ نيست والاّ مخالف صريح قرآن باشد قوله تعالى : ( وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَة مِنَ النّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ) ( 1 ) .
ونيز در قرآن مجيد اعداد بهشت براي ايشان ووعده فوز عظيم واجر حسن در آيات بسيار مذكور است .
ومع هذا اگر به عموم لفظ استدلال است پس هر همه را شامل باشد ، حضرت أمير ( عليه السلام ) نيز در آن داخل خواهد شد ، معاذ الله من ذلك !
واگر به خصوص خطاب تمسك مىكنند ، طعن الكلّ بفعل بعض لازم مىآيد ، واين خلل [ را ] در مطاعن سابقه نيز بايد فهميد ( 2 ) .
أقول :
علاّمه حسن بن مطهر حلّى - عليه الرحمة - در مطلب مسطور از كتاب مذكور گفته :
هامش
1 . آل عمران ( 3 ) : 103 .
2 . تحفه اثناعشريه : 341 - 342 .