اما آنچه گفته : اراده رجوع از حضرت عايشه به موجب اين روايات هم ثابت شد .
پس در روايت منقوله اين ألفاظ مذكور است : ( قالت : ما أراني إلاّ راجعة ) .
ودر بعضي روايات : ( ما أظنّني ) به جاى ( ما أراني ) واقع است ، واين قول اخبار از ظنّ به وقوع رجوع است ، وبر فرض اينكه اراده رجوع كرده باشد ، چون رجوع نكرد قول قاضى نورالله عليه الرحمة كه اين است : ( قد عاقها من الرجوع شدّة معاداتها لعلي ( عليه السلام ) والتماس من كان من رؤساء الجمل . . ) إلى آخره به جاى خود راست ودرست باشد .
اما آنچه گفته : ليكن در روايات أهل سنت تتمه اين قصه چنين صحيح شده . . . إلى قوله : در اين اثنا مروان بن الحكم وديگر مردم عسكر قريب هشتاد كس را از دهاقين گرد ونواحي ( 1 ) شاهد آوردند كه اين آب را حوأب نام نيست . . . إلى آخر .
هامش
1 . در [ الف ] ( نواح ) آمده است كه اصلاح شد .