قال : طعن سوم :
آنكه حضرت عايشه مخالفت رسول نمود ، واصرار كرد بر مخالفت در واقعه جمل ، تفصيلش آنكه : نعيم بن حماد در “ كتاب الفتن “ ومحمد بن مسكويه در “ تجارب الأمم “ وابن قتيبة در كتاب “ السياسة “ آوردهاند كه :
چون لشكر عايشه . . . در راه به آبى رسيد كه آن آب را حوأب - بر وزن جعفر - مىگفتند ، سگان آن مكان نباح آغاز نهادند ، حضرت عايشه با محمد بن طلحه گفت كه : اين آب چه نام دارد ؟ محمد بن طلحه گفت كه : اين آب را حوأب گويند ، گفت كه : پس مرا برگردانيد ، محمد بن طلحه گفت : چرا ؟ حضرت عايشه گفت : من از رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلم شنيدهام كه به أزواج خود مىگفت :
« كأني بإحداكنّ تنبحها كلاب الحوأب ، فإيّاك أن تكوني يا حميراء ! » .
پس با وجود ياد كردن اين نهى ، اصرار بر مخالفت آن نمود وباز نگشت .
جواب از اين طعن آنكه : اراده رجوع از حضرت عايشه به موجب اين روايات هم ثابت شد ، چنانچه در روايات أهل سنت مصرّح بها است كه فرمود :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٠٧