اما آنچه گفته : ديلمى در “ منتقى “ آورده : عن حسن بن علي [ ( عليهما السلام ) ] . . إلى آخره .
پس به غايت عجيب وغريب است كه هرگاه شيعه حديثي از ديلمى در باب فضائل جناب أمير ( عليه السلام ) نقل كنند رواياتش همه از سر ضعاف وموضوعه ومقلوبة الأسانيد شود وأصلا قابل اعتبار نباشد ، وهرگاه أهل سنت فضائل ثلاثة را از أو روايت كنند روايتش معتبر وصحيح گردد !
مخاطب در باب امامت در جواب حديث ششم مىگويد :
جماعتى از محدّثين كه در طبقه متأخر پيدا شدند - مثل ديلمى وخطيب وابن عساكر - چون ديدند كه أحاديث صحاح وحسان را متقدمين مضبوط كرده رفتهاند وجاى سعى در آنها نمانده ، مايل شدند به جمع أحاديث ضعيفه وموضوعه ومقلوبة الأسانيد والمتون . . ( 1 ) إلى آخر . ‹ 217 ›
ونيز مخاطب در “ رساله أصول حديث “ گفته :
طبقه رابعه احاديثى كه نام ونشان آنها در قرون سابقه معلوم نبود ومتأخران آن را روايت كردهاند ، پس حال آنها از دو شق خالى نيست : يا سلف تفحص كردند وآنها را اصلى نيافتند تا مشغول به روايت آنها مىشدند ; يا يافتند ودر آن قدحى وعلتي ديدند كه باعث شد همه آنها را بر ترك روايت آنها ، وعلى كلّ تقدير اين أحاديث قابل اعتماد نيستند كه در اثبات عقيدة يا
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 213 .