چون تعزير هركس به حسب منصب ومرتبه أو است ، عثمان نيز چند كس را به موجب حال چشم نمايى فرمود تا هم داستان منافقين وأوباش نشوند ودر بلوا شريك نگردند ، وبحمد الله همين قسم واقع شده كه هيچ كس از صحابه كرام به قتل عثمان آلوده نشده ، محض منافقين وفاسقين وأوباش مصدر اين حركت گرديدند ، ‹ 94 › ودر آن وقت عثمان چون تقدير را از زبان آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم دانسته بود ، هرگز مدافعت نكرد وتن به كشتن در داد وصبر عظيم كرد ، ولهذا أكثر اين مردم را بعد از گوشمال وچشم نمايى راضى كرد وعذر خواست .
وحال عثمان در اين امر هم نزد أهل سنت مثل حال حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] است قدم به قدم كه أو را نيز جناب پيغمبر وصيت فرموده بود كه :
« يا علي ! لا يجتمع الأُمّة عليك بعدي ، وإنك تقاتل الناكثين والقاسطين والمارقين » .
وقتي كه حضرت أمير ( عليه السلام ) سرير آراى خلافت راشده پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] شد ، به قدر مقدور در تسكين فتنه ودفع مخالفان - كه طلحه وزبير وامّ المؤمنين عايشه صديقه ويعلى بن أمية وأبو موسى اشعرى وديگر صحابه كرام بودند - كوشش وسعى فرمود واز قتل وقتال وجنگ وجدال به ايشان باك نفرمود ، هر چند تقدير مساعد نشد وانتظام أمور خلافت صورت نبست ، پس در صورتي كه امر صريح آن حضرت به هر يك از اين دو بزرگوار در اين باب متحقق بود ديگر أدب صحبت وقرابت را نگاهداشتن وامر آن جناب را
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٩٢