واگر ‹ 83 › شيعه گويند كه : اگر أبو موسى جايز العزل مىبود حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] أو را چرا از طرف خود حَكَم مىكرد ؟
گوييم : از روى تواريخ ثابت است كه : اين حَكَم كردن به ناچارى بود نه به اختيار ، واگر بالفرض به اختيار هم با شد چون در اين كار هم خطا كرد معلوم شد كه قابل عزل بود .
فايده جليله :
در اينجا بايد دانست كه مطاعن شيخين را غير از شيعه كسى تقرير نمىكند ; ولهذا در كتب أهل سنت كه اين مطاعن از كتب شيعه منقول اند ، أكثر بر أصول شيعه مىنشيند وچسبان مىشوند ، بر خلاف مطاعن عثمان كه أكثر بر أصول شيعه نمىنشيند ، ووجه اين عدم انطباق آن است كه طاعنين بر عثمان دو فرقهاند : شيعه وخوارج ، پس مطاعن عثمان دو قسم است : قسمي آنكه : بر أصول شيعه مىنشيند ، وقسمي آنكه : بر أصول خوارج منطبق مىشود ، ودر كتب أهل سنت هر دو قسم را مخلوط كرده مىآرند ، بلكه شيعه نيز براي تكثير سواد مطاعن عثمان در كتب خود هر دو قسم را بي تميز وتفرقه ذكر مىكنند ، از اين سبب بعضي مطاعن عثمان كه در كتب أهل سنت وشيعه موجود است ، بر أصول شيعه ومذهب ايشان درست نمىشود ، وطعن عزل أبو موسى نيز از همين باب است است ، والله أعلم .
وطعن عزل عمرو بن العاص نه بر أصول شيعه منطبق مىشود ونه بر أصول خوارج كه هر دو فرقه أو را تكفير مىنمايند وهر چند در آن وقت كه
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٦٢