اين است كه حارث را به طريق محتسبان ، داروغه أمور بازار كرده بود تا از نرخ خبردار باشد ودغا ( 1 ) وخيانت وغشّ وظلم وتعدّى واقع شدن ندهد ومكاييل وموازين وسنجات ( 2 ) را تعديل وتقويم نمايد ، دو سه روز به اين خدمت قيام نموده كه أهل شهر شكايت أو آوردند وگفتند كه : تمامى هستههاى ( 3 ) خرما را براي شتران خود خريد كرد وديگر بيوپاريان ( 4 ) را خريدن نداد ، وشتران مردم از دانه ماندند ; عثمان [ در ] آن وقت أو را عزل نموده وتوبيخ فرمود وأهل شهر را تسلّى داد ، ودر اين چه عيب به عثمان عايد مىگردد ، بلكه عين انصاف أو است كه با وجود قرابت قريبه أو به مجرد سماع شكايت عزلش فرمود .
ودر وجه استعفاى ابن أرقم ومعيقيب دوسي نيز تلبيسى وكذبى داخل كردهاند ، صحيح اين است كه اين هر دو به جهت كبر سن وعجز از قيام به
هامش
1 . در أغلب معاني با دغل مترادف است . دغل : مكر وحيله .
رجوع شود به لغت نامه دهخدا .
2 . در مصدر ( صنجات ) .
صنج : معرب سنج .
سنج : وزن وكيل ، وزن كردن وكشيدن كه به ترازو باشد .
رجوع شود به لغت نامه دهخدا .
3 . در [ الف ] ومصدر : ( خستههاى ) آمده است كه اصلاح شد .
4 . در مصدر ( خريداران ) .
بيوپارى : بازرگان وسوداگر وتاجر . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .