الرأفة بالمؤمنين ، فعكس ذلك الخوارج كما تقدّم بيانه ( 1 ) .
پس از اين مقام به كمال وضوح ثابت وواضح مىگردد كه طريقه غير مرضيه خوارج را كه غلو در ديانت وتنطع در عبادت بوده ، حضرت ابن الخطاب ايجاد فرموده ، واينها كاسه لِيس اويند .
ومنع عمر از تمتّع با وصف اعتراف به آنكه آن سنت جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) است - چنانچه از روايت نسائي ظاهر است ، واز روايت مسلم هم واضح مىشود - دليل كمال جسارت وتهور وبي مبالاتى است ، وغايت شناعت آن از افاده ابن عباس وافاده فرزند ارجمند خلافت مآب ظاهر است كه معارضه سنت نبويه را به سنت عمريه سبب خوف نزول حجاره عذاب دانستهاند ( 2 ) .
ونيز عبد الله بن عمر [ به جهت ] ابداى رأى ( 3 ) به مقابله سنت ، بلال بن عبد الله را - كه به مقابله ارشاد نبوي ابداى رأى نموده - به سبّ غليظ ودشنام بد نواخته ، پس خلافت مآب - كه به مقابله سنت نبويه وارشاد آن حضرت رأى فاسد اختراع كردند - نيز مستحق سبّ ودشنام ولايق تعزير وايلام باشند نه قابل تعظيم واكرام ومستحق اجلال واعظام .
هامش
1 . [ الف ] باب من ترك قتال الخوارج للتأليف ولئلاّ ينفر عنه الناس ، من كتاب استتابة المعاندين والمرتدّين وقتالهم . ( 12 ) . [ فتح الباري 12 / 268 ] .
2 . كما تقدّم عن زاد المعاد 2 / 195 - 196 .
3 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( را ) آمده است .