ونيز اين تتمه در بعض روايات وارد است ، [ نه در تمام روايات ] پس در حقيقت در اين مقام مخاطب مرتكب چند جرم گرديده :
أول : آنكه نسبت حذف تتمه حديث به أهل حق كذباً وبهتاناً ومجازفتاً وعدواناً نموده .
دوم : آنكه طعن وتشنيع شنيع به نسبت اين حذف - كه به كذب وبهتان جسارت بر آن نموده - كرده ، حال آنكه خودش لايق تشنيع شنيع بود ، نه كساني كه بهتان وافترا بر ايشان آغاز نهاده .
سوم : آنكه به كذب وبهتان ادعا كرده كه : اين تتمه دافع طعن از صحابه است .
حال آنكه هرگز دافع طعن از ايشان نيست ، بلكه مؤيد ومشيّد أركان طعن است .
چهارم : آنكه در اين تتمه هم تحريف كرده كه ( مساكين ) را ( مساكن ) قرار داده .
پنجم : آنكه در تبيين معناى آن خطاى فاحش را - كه به حقيقت كذب وبهتان بر سرور انس وجان است ! - مرتكب شده .
بالجملة ; از تتمه روايت " فقيه " - كه كابلى ومخاطب سفيه آن را حذف كردهاند - ظاهر است كه وجه عدم اجراى حدّ را بر اين سارق به جواب أشعث منافق كه معاذ الله طعن بر آن حضرت به تعطيل حدّ كرده ، خود آن جناب بيان
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 582
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٥٨٢