بدْ دعا در حق اين مكان كه در آن فعل حرام واقع نشده ، وجهي ندارد .
وبه همين تقريب آنچه ابن روزبهان نقل كرده كه : عمر - بعدِ گفتن مغيره كه : اى أمير المؤمنين ! ببين كه چگونه كذب گفتند بر من - گفته كه : ساكت شو ، پس اگر تمام مىشد شهادت هر آينه مىبود سنگ در سر تو .
دلالت واضحه دارد بر آنكه اين شهود نزد عمر كاذب ودروغگو نبودند ، ورنة امر عمر مغيره را به سكوت از نسبت كذب به ايشان وجهي نداشت ،
ونيز در اين صورت اگر شهادت تمام هم مىشد مغيره مستحق رجم نمىشد ; زيرا كه شهادت شاهدان كذب وزور - كه به گفته فساق وأوباش ، مستعد براي شهادت باطل شده باشند - اگر صد كس هم باشد اعتبار را نشايد .
ششم : آنكه از اين عبارت ظاهر است كه مغيره با وصف دانستن أم جميل در اظهار معرفت أو تجاهل نموده كه ‹ 625 › با آنكه أو را مىدانست ، هرگاه عمر پرسيد كه : تو اين زن را مىدانى ؟ به جواب گفت كه : آرى اين أم كلثوم بنت على است ( 1 ) .
ووجه جسارت مغيره بر اين كذب فاحش ودروغ فضيح وافتراى قبيح - كه مشتمل بر كمال بي أدبي وناصبيت وعداوت وسُخريه واستهزا به خاندان نبوي [ ( عليهم السلام ) ] است - نيست مگر آنكه چون در واقع مبتلا به زنا با أو
هامش
1 . [ الف ] ف [ فايده : ] بيان اسائه أدب مغيره به ذكر أم كلثوم بنت جناب أمير ( عليه السلام ) ، وعدم مؤاخذه عمر بر آن ! ( 12 ) .