حمد الهى بر تفضيح ايشان وبد دعا به هلاك در حق صحابي عادل ، وجهي از جواز نداشت !
واز عبارت ابن روزبهان واضح است كه عمر مغيره را امر به سكوت از نسبت كذب به شهود نموده ، چه در آن مذكور است كه :
مغيره گفت كه : اى أمير المؤمنين ( 1 ) نظر كن كه چگونه كذب گفتند اينها بر من ، پس گفت عمر به مغيره كه : خاموش باش ، پس اگر تمام مىشد شهادت هر آئينه مىبود سنگ در سر تو . انتهى .
پس عجب كه عمر راضى به نسبت كذب به شهود نشود ، ومخاطب بر خلاف أو - رغماً لأنفه ! - تكذيب ايشان به اهتمام تمام نمايد .
چهارم : آنكه قاضى القضات أبو الوليد محمد بن محمد بن شحنة حنفي حلبى در كتاب " روض المناظر في علم الأوائل والأواخر " - كه از شروع آن ظاهر است كه آن كتابي است وجيز الألفاظ والمباني ، أنيق الفحاوي والمعاني ( 2 ) - در وقايع سنه سبع عشر گفته :
وفيها : كانت حكاية المغيرة بن شعبة : كان عمر قد ولاّه البصرة ، وكان بعلية تقابلها علية فيها أربعة رجال : أبو بكرة مولى رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم وإخوته لأُمّه : زياد بن أبيه ،
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً در اينجا علامت تحيت ( ع ) گذاشته شده است .
2 . روض المناظر ، ورق أول .