أو از مسائل شرعيه كدام مقام طعن است ؟ كار خليفه نيست كه محيط جميع مسائل باشد ، واز كسى سؤال ننمايد ، بلكه در جواب ايشان به حيله ديگر متمسك شدند !
هشتم : آنكه ولى الله در " إزالة الخفا " گفته :
از لوازم خلافت خاصه آن است كه قول خليفه حجت باشد در دين .
نه به آن معنا كه تقليد عوام مسلمين أو را صحيح باشد ; زيرا كه اين معنا از لوازم اجتهاد است ، ودر خلافت عامه بيان آن گذشت .
ونه به آن معنا كه قول خليفه في نفسه بي اعتماد بر تنبه آن حضرت واجب الطاعة باشد ; زيرا كه اين معنا غير نبىّ را ميسر نيست ، بلكه مراد اينجا منزلتي است بين المنزلتين ، تفصيل اين صورت آن است كه :
[ اگر ] آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم حواله فرموده باشند بعض أمور را به شخصي به خصوصِ اسم أو پس لازم شود متابعت أو چنانكه لازم مىشود متابعت امراى جيوش آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم به مقتضاى امر آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ; واين خصلت در خلفاى راشدين به همان مىماند كه قول زيد بن ثابت را در فرايض مقدم بايد ساخت بر أقوال مجتهدين ديگر ، وقول عبد الله بن مسعود را در قرائت وفقه ، وقول اُبىّ بن كعب را در قرائت بر قول ديگران ، وقول أهل مدينه نزديك اختلاف أمت بر قول ديگران .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٣٣