فَأَصابَهُمْ
پس رسيد ايشان را به حكم عدل
سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا
جزاى آن بديها كه كردند
وَ حاقَ بِهِمْ
و فرود آمد بديشان يعنى فروگرفت ايشان را
ما كانُوا بِهِ
آنچه بودند كه به آن
يَسْتَهْزِؤُنَ
استهزا مىكردند يعنى عذاب موعود
وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا
و گفتند آنان كه شرك آوردند
لَوْ شاءَ اللَّهُ
اگر خواستى خداى
ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ
نمىپرستيديم بجز خداى
مِنْ شَيْءٍ
هيچ چيزى را
نَحْنُ وَ لا آباؤُنا
و نه پدران ما
وَ لا حَرَّمْنا
و حرام نمىكرديم
مِنْ دُونِهِ
بىحكم خداى
مِنْ شَيْءٍ
هيچ چيزى را از بحيره و سائبه و غير آن مشركان اين سخن را از روى استهزا مىگفتند نه بخلوص عقيدت و صفاى طويّت حسين بن الفضل رح گفته كه اگر كفّار اين سخن را از روى تعظيم و اجلال معرفت الهى گفتندى حق سبحانه ايشان را بدان عيب نكردى
كَذلِكَ
مانند كردار اهل مكه
فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
كردند آنان كه پيش از ايشان بودند از شرك و تكذيب و تحريم حلال و تحليل حرام
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ
پس آيا هست بر فرستادگان يعنى نيست بر ايشان
إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
مگر رسانيدنى پيدا يا پيداكننده مر طريق حق را
وَ لَقَدْ بَعَثْنا
و هر آئينه ما فرستاديم
فِي كُلِّ أُمَّةٍ
در ميان هر امّتى و گروهى
رَسُولًا
پيغمبرى چنانچه ترا بدين امت فرستاديم و فرموديم همه را تا بقوم خود گويند
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ
آنكه بپرستيد خداى را
وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ
و پرهيز كنيد يا يكسو رويد از پرستيدن طاغوت و آن چيزى است كه بدون خداى پرستند
فَمِنْهُمْ
پس ازين امم
مَنْ هَدَى اللَّهُ
كسى بود كه راه نمود خداى او را و توفيق ايمان داد
وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ
و از ايشان كسى بود كه واجب شد
عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
برو گمراهى بسبب خذلان الهى
فَسِيرُوا
پس برويد اى مشركان و سير كنيد
فِي الْأَرْضِ
در زمين
فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ
پس بنگريد كه چگونه بود
عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ
منتهاى كار تكذيبكنندگان يعنى بر ديار عاد و ثمود بگذريد و به نظر فكرت و عبرت در ان بنگريد تا بر شما واضح گردد كه هر كه آن كند كه ايشان كردند چنان هلاك شود كه ايشان شدند .