وَ إِذا قِيلَ
و چون گفته شود يعنى گويند مؤمنان
لَهُمْ
مر منافقان را -
لا تُفْسِدُوا
فساد مكنيد و تباهى نورزيد
فِي الْأَرْضِ
در زمين بكفر و معصيت و فريب با مؤمنان
قالُوا
گويند
إِنَّما نَحْنُ
جز اين نيست كه ما
مُصْلِحُونَ
بصلاح آرندگانيم كار خود را به طاعت و خير
أَلا
بدانيد اى شنوندگان
إِنَّهُمْ
به درستى كه منافقان
هُمُ الْمُفْسِدُونَ
ايشانند تباهكاران و فتنهانگيزان
وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ
و ليكن نمىدانند كه ايشان مفسداناند
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ
و چون مىگويند مر اين منافقان را كه
آمِنُوا
بگرويد بدلها
كَما
همچنانكه
آمَنَ النَّاسُ
گرويدهاند آدميان از مهاجران و انصار رض
قالُوا
گويند با خود يا در ميان قوم خود
أَ نُؤْمِنُ
آيا ايمان آريم يعنى نياريم
كَما آمَنَ السُّفَهاءُ
همچنانچه ايمان آوردهاند جاهلان و بىخردان و اهل نفاق با آنكه مىدانستند كه مؤمنان عقلاى زمانند ايشان را سفيه گفتند به جهت آنكه خود را اعلم و احق اعتقاد كرده بودند پس حق سبحانه تعالى سفاهت ايشان را با ايشان رد كرد و گفت
أَلا
بدانيد اى مؤمنان
إِنَّهُمْ
به درستى كه منافقان
هُمُ السُّفَهاءُ
ايشانند جاهلان و بىخردان و نادانان كه نظر بر عاقبت ندارند و فكر آخرت فرومىگذارند
وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن نمىدانند كه هيچ نمىدانند
وَ إِذا لَقُوا
و چون ببينند اهل نفاق و روبروى ملاقات كنند
الَّذِينَ آمَنُوا
آن كسانى را كه ايمان آوردهاند از صحابه رض
قالُوا آمَنَّا
گويند منافقان ما نيز ايمان داريم همچون ايمان شما ، در اسباب نزول آمده كه عبد اللّه بن ابىّ و متابعان او روزى صديق رض و فاروق رض و على رض را ديدند و از روى خوشآمد هر يك را مدحها گفتند مرتضى رض گفت يا ابن ابى از خداى بترس و نفاق مكن ابن ابى گفت يا ابا الحسن نفاق را بما نسبت مىفرمائى حال آنكه ما همچون شما مؤمن و مصدقايم حق سبحانه خبر داد كه ايشان چون مؤمنان را ببينند گويند كه ما ايمان داريم چنانچه شما داريد
وَ إِذا خَلَوْا
و چون بازگردند
إِلى شَياطِينِهِمْ
بسوى ديوان خود يعنى پيشوايان و يارانى كه دارند و بفريب ايشان كه شياطينالانساند مغرور مىشوند
قالُوا
گويند منافقان از روى صدق كه
إِنَّا مَعَكُمْ
به درستى كه ما بشماايم و بر دين و آئين شماايم
إِنَّما نَحْنُ
جز اين نيست كه ما
مُسْتَهْزِؤُنَ
فسوسدارندگانيم و استهزاكنندگانيم با مؤمنان
اللَّهُ
خداوند جزادهنده
يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
جزاى سخريه و استهزاى ايشان بديشان رساند تسميه جزا باسم فعل بر سبيل مزاوجت است و اگر نه حق را مستهزى نتوان گفت پس معنى آنست كه خداى تعالى مكافات كند
وَ يَمُدُّهُمْ
و مهلت دهد زمان دراز و فروگذارد مر ايشان را
فِي طُغْيانِهِمْ
در گزاف و اسراف و سركشى و جهل و تكبر تا ايشان دران حالتها
يَعْمَهُونَ
متحير مىباشند