تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ
بگو اى مردمان
قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ
به درستى كه آمد بشما كلامى درست يا پيغمبرى راست
مِنْ رَبِّكُمْ
از نزد پروردگار شما و هيچ عذرى نماند شما را
فَمَنِ اهْتَدى
پس هر كه راه يافت بايمان و طاعت
فَإِنَّما يَهْتَدِي
پس جز اين نيست كه راه يابد
لِنَفْسِهِ
براى نفس خود يعنى منفعت او عايد به دو است
وَ مَنْ ضَلَّ
و هر كه گمراه شد بانكار و تكذيب
فَإِنَّما يَضِلُّ
پس همين است كه گمراه مىشود
عَلَيْها
بر نفس خود يعنى و بال آن ضلال به دو است
وَ ما أَنَا
و نيستم من
عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
بر شما نگهبانى كه امر شما موكول به من باشد دمياطى فرموده كه آية السيف ناسخ اين آيت است
وَ اتَّبِعْ
و پيروى كن اى محمد ص
ما يُوحى إِلَيْكَ
آن چيزى را كه وحى كرده مىشود بسوى تو بامتثال و تبليغ آن
وَ اصْبِرْ
و صبر كن بر دعوت و در ايذائى كه به تو رسد شكيبائى ورز
حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ
تا وقتى كه حكم كند خدا به نصرت تو يا امر كند بقتال وثنى و جزيه كتابى
وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ
و او است بهترين حكم‌كنندگان زيرا كه در حكم او خطا و ميل و ستم نيست يا مطلع است بر سرائر و احتياج به بينه و گواه ندارد بيت
از سپيدى تا سياهى گيرد تا لوح و قلم * يك رقم از خط حكمش و هو خير الحاكمين

سورة هود

مكّيّة و هى مائة و ثلث و عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الر
در احقاف فرموده كه حروف مقطعه به نسبت اصطلاح وضعى و عرفى مفهوم المراد نيست پس سر مكتوم باشد و مؤيد اين قول است آنكه شعبى از معنى مقطعات پرسيدند فرمود كه سر اللّه فلا تطلبوه و بعضى برآنند كه معنى الرا آن است كه انا اللّه ارى منم خداى كه مىبينم طاعت مطيعان را و معصيت عاصيان را و هر كس را مناسب عمل او جزا خواهم داد پس اين كلمه مشتمل است بر وعده و وعيده
كِتابٌ
اين كتابى است صفت او اينكه
أُحْكِمَتْ
استوار كرده شده است
آياتُهُ
آيتهاى او بحجج و دلائل يا منتظم گشته است بنظم محكم چون بناى مستحكم كه نقص و خلل به دو راه نيابد
ثُمَّ فُصِّلَتْ
پس جدا كرده شده است سوره سوره و آيه‌آيه يا تفصيل يافته است درو آنچه بندگان بدان محتاج‌اند يعنى مبين شده است
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ
از نزديك حكم‌كننده يا حكمت بخشنده
خَبِيرٍ
دانا به همه چيزها است .