وَ إِخْوانُهُمْ
و برادران كفّار كه شياطيناند
يَمُدُّونَهُمْ
مىكشند كافران را
فِي الغَيِّ
در گمراهى و غوايت را در چشم ايشان مىآرايند
ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
پس باز نمىايستند از اضلال ايشان و دست تصرّف از ايشان كوتاه نمىكنند
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ
و چون نيارى تو اى محمد ص به كافران
بِآيَةٍ
بآيتى از قرآن مقارن طلب ايشان
قالُوا
گويند
لَوْ لا اجْتَبَيْتَها
چرا بر هم نبافتى و برنگزيدى آن آيت را از پيش خود و در تبيان آورده كه اهل مكه بر سبيل تعنّت آيتهاى قرآنى مىطلبيدند چون در نزول آن تاخيرى واقع شدى از روى استهزا گفتندى چرا احداث و انشا نكردى چنانچه ديگر آيتها را اين آيت نازل شد و امر آمد كه
قُلْ
بگو اى محمد ص
إِنَّما أَتَّبِعُ
جزين نيست كه من پيروى مىكنم
ما يُوحى إِلَيَّ
آن چيزى را كه وحى كرده مىشود به من
مِنْ رَبِّي
از آفريدگار من و من بربافنده و سازنده قرآن نيستم
هذا
اين قرآن
بَصائِرُ
دليلها و حجتهاست كه بدان حق ديده و صواب دريافته شود
مِنْ رَبِّكُمْ
فرود آمده از پروردگار شما
وَ هُدىً
و راه نماينده است
وَ رَحْمَةٌ
و بخشاينده يا هدايت و رحمت است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
براى گروهى كه مىگروند به خداى و رسول وى در اسباب نزول آورده كه جوانى انصارى در عقب رسول صلعم نماز مىگذارد و هر چه آن حضرت ص قرائت مىفرمود او نيز مىخواند آيت آمد كه
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ
و چون خوانده شود قرآن در نماز
فَاسْتَمِعُوا لَهُ
پس بشنويد مر آن را
وَ أَنْصِتُوا
و خاموش باشيد و با امام تلاوت مكنيد
لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
شايد كه رحمت كرده شويد ظاهر لفظ مقتضى وجوب استماع قرائت قرآن است هرجا كه خوانند اما عامه علما برآنند كه در خارج صلاة مستحبست و گفتهاند مراد انصات است براى خطبه امام در روز جمعه و خطبه مشتمل مىباشد بر آيتى از قرآن
وَ اذْكُرْ
و ياد كن اى محمد
رَبَّكَ
پروردگار خود را
فِي نَفْسِكَ
در دل خود
تَضَرُّعاً
به زارى
وَ خِيفَةً
و به ترسكارى زارى به اميد فضل او و ترسكارى از بيم عدل او
وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ
و بخوان او را خواندنى فرودتر از آواز بلند و آشكارا يعنى ميان سر و جهر
بِالْغُدُوِّ
در بامداد
وَ الْآصالِ
و شبانگاه مراد دوام ذكر است يا آنكه اين دو وقت افضل و اشرفترين اوقات شبانه روز است
وَ لا تَكُنْ
و مباش خطاب با حضرت رسالتپناه ص است و مراد امتاند يعنى مباشيد
مِنَ الْغافِلِينَ
از جمله بىخبران از ذكر خدا اگرچه ظاهر خطاب به آن حضرت ص است اما در حقيقت خطاب بجميع امت اوست كه مىفرمايد كه از من غافل مباشيد و بعضى ازين امت در تحت اين خطاب درآمده در نيمه ، شبها از خداى تعالى التماس به اين ذكر نموده به سعادت شعور و حضور مع اللّه مستسعد گشته بدوام آگاهى مشرف شدهاند و ذكر و طاعت ايشان دائم در دلست و ظاهر نيست چون طريقه سنّيه خواجههاى نقشبند قدس اسرار هم آوردهاند كه كفار مكّه تعظّم مىنمودند از سجده نمودن مر خدا را و تنفر نموده مىگفتند أ نسجد لما تامرنا و زادهم نفورا حق سبحانه مىفرمايد كه اى محمد ص اگر كافران از سجود من سركشى مىكنند .