الَّذِينَ يَصُدُّونَ
آنان كه بازميداشتند مردمان را
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
از راه خدا
وَ يَبْغُونَها
و مىطلبيدند از براى حق
عِوَجاً
كجى و ناراستى يعنى عيب مىجستند در دين خدا
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ
و ايشان بسراى آخرت
كافِرُونَ
ناگرويدگان بودند
وَ بَيْنَهُما
و ميان بهشت و دوزخ
حِجابٌ
راه پردهايست با ميان اهل بهشت و دوزخ حاجزى است چون باره شهر كه اهل دوزخ به بهشت نخواهند رفت كما قال فضرب بينهم بسور و آن حجاب را اعراف گويند امام زاهد فرموده كه اعراف تلى باشد از مشك سفيد
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ
و بر اعراف مردمان باشند مشرف بر بهشت و دوزخ
يَعْرِفُونَ
بشناسند اين رجال
كُلًّا
همه اهل بهشت و دوزخ را
بِسِيماهُمْ
به علامتهاى ايشان چه بهشتيان سفيد رو و دوزخيان سياه رو باشند و اين موضع را به جهت آن اعراف گويند كه ساكنان آن عارفند باحوال فريقين و اينها انبياء ع باشند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملائكه بر صورت رجال و بودن ايشان بر اعراف دليل فضل و كرامت ايشان باشد چه از آنجا منازل خود را در بهشت مىبينند و از ان متلذذ مىگردند و عذاب دوزخ را مشاهده مىكنند و به خلاصى از ان مبتهج و مسرور مىباشند و در تفسير امام ثعلبى رح منقولست از ابن عباس رض كه اعراف موضعى بلند از صراط كه عباس و حمزه و على و جعفر طيار رض بر آنجا باشند و دوستان خدا را بشناسند به تازگى و سفيد روى و دشمنان خدا را دانند به تيركى و سياه روئى و گويند بر اعراف كسانى باشند كه حسنات و سيئات ايشان مساوى باشند يا يكى از ابوين ايشان راضى بود و يكى نه و يا موحدان باشند مقصر در عمل و بدين قول بودن ايشان بر اعراف به جهت نقص ثواب ايشان باشد از استحقاق دخول بهشت
وَ نادَوْا
و ندا مىكنند اصحاب اعراف
أَصْحابَ الْجَنَّةِ
اهل بهشت را يعنى چون در بهشت نگرند اهل بهشت را بر سبيل تهنيت گويند
أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ
و تحيت خداى بر شما باد يا خوشحالى شما كه بدار السلام به سلامت رسيديد
لَمْ يَدْخُلُوها
هنوز اهل اعراف در بهشت درنيامده باشند
وَ هُمْ يَطْمَعُونَ
و ايشان طمع مىدارند كه درآيند قولى آنست كه آخرين كسان كه به بهشت درآيند ايشان باشند و در سفر رابع از فتوحات مكيه مذكورست كه ميزان حساب و سيئات اهل اعراف مساوى باشد و ايشان هم در بهشت مىنگرند و هم در دوزخ دخول هيچ كدام را مرجحى نبود پس چون خلق را بسجود خوانند و آن آخرين تكليفيست روز قيامت اهل اعراف سجده كنند و ميزان حسنات ايشان را حج گردد و به بهشت درآيند
وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ
و هرگاه كه چشمهاى ايشان را بگردانند و در تفسير زاهدى فرموده كه حق سبحانه و تعالى فرشته را فرمايد تا روى ايشان بگرداند
تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ
بسوى دوزخيان
قالُوا
ايشان پناه گيرند به خدا و گويند
رَبَّنا
اى آفريدگار ما
لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
مدار ما را با گروه ظالمان يعنى ميان ما و ايشان در دوزخ جمع مكن .