وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ
و مدهيد به سفيهان و كمخردان
أَمْوالَكُمُ
مالهاى خود را خطاب به اولياى نسوان و ايتامست و اضافت مال بديشان جهت تصرف ايشانست در ان به حق ولايت
الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ
و آن مالهاى كه گردانيده است خدا
لَكُمْ قِياماً
براى شما سبب قوام معيشت دنيا و رابطه انتظام امور دين چون حج و جهاد و زكات و صدقه و نفقات و ضيافات و تمهيد قواعد خيرات
وَ ارْزُقُوهُمْ
و بهره دهيد سفها را يعنى وظيفه مقرر كنيد
فِيها
در آن مالهاى به قدر كفاف ايشان
وَ اكْسُوهُمْ
و بپوشانيد و جامه دهيد ايشان را به قدر حال ايشان
وَ قُولُوا لَهُمْ
و بگوئيد بعد از منع مال مر ايشان را
قَوْلًا مَعْرُوفاً
سخنى نيكو و پسنديده مثلا اگر يتيم باشد گوئيد اين مال از آن تو است و من خزينهدار توام و بوقت بلوغ تسليم تو خواهم كرد و زنان را نيز وعده كنيد كه دل ايشان را خوش سازد
وَ ابْتَلُوا الْيَتامى
و بيازمائيد يتيمان را اگر مردانند بعقل و تميز و صيانت اموال و دقائق بيع و شراء و اگر زنانند بغزل و نسج و ترتيب امور خانه
حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ
تا آنگاه كه برسند به حد نكاح و اين كنايت از بلوغ است
فَإِنْ آنَسْتُمْ
پس اگر ديديد و دريافتيد بعد از بلوغ
مِنْهُمْ رُشْداً
از ايشان سلوك راه راست يعنى صلاح دين و اصلاح مال
فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ
پس بدهيد بديشان
أَمْوالَهُمْ
مالهاى ايشان را كه در دست شما بوده
وَ لا تَأْكُلُوها
و مخوريد اى اوصيا و اوليا مالهاى يتيمان را و تلف مكنيد
إِسْرافاً
از روى گزاف و مجاوزت از حد يعنى زياده از آنكه قاضى فرض كرده باشد
وَ بِداراً
و ديگر اتلاف مكنيد در اموال ايشان از راه شتافتن و بيشى گرفتن
أَنْ يَكْبَرُوا
از ترس آن كه بزرگ شوند يعنى مشتابيد در خوردن مال يتيمان از خوف آنكه ناگاه بزرگ شوند و مال از شما بازستانند
وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا
و هر كه باشد از اوصيا و اولياى يتيم كه مال در دست اوست توانگر
فَلْيَسْتَعْفِفْ
پس بايد كه از مال يتيم دست بازدارد و عفت و خويشتندارى بجا آرد
وَ مَنْ كانَ
و هر كه باشد از آن جماعت كه مال يتيم در دست ايشانست
فَقِيراً
درويش و محتاج
فَلْيَأْكُلْ
پس بايد كه بخورد از مال يتيم
بِالْمَعْرُوفِ
به نيكوئى يعنى به قدر حاجت از طعام و لباس به مقدارى كه اجرت سعى اوست
فَإِذا دَفَعْتُمْ
پس چون باز دهيد و بازگذاريد
إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
به يتيمان مالهاى ايشان
فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ
پس گواه گيريد باقرار ايشان بقبض مال تا در ميان شما جدال و خصومت پديد نيايد
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بسنده است خدا
حَسِيباً
گواه بندگان يا جزادهنده بر اعمال ايشان يا حسابكنندهء همه در روز جزا آوردهاند كه عادت عرب در جاهليّت چنان بوده كه زنان را مطلقا و مردمان خردسال را ميراث نمىدادند و مىگفتند كه مال كسى را بود كه با دشمن قتال تواند كرد و بطعن نيزه و بضرب شمشير غنيمتها در حوزه تصرف تواند آورد چون حضرت رسالتپناه عليه السلام به مدينه هجرت فرمود طريقه ميراث بر همين قانون مستمر بود تا روزىام كجنه بجناب نبوتمآب ص آمد و گفت كه اوس بن صامت رض دعوت حق را لبيك اجابت گفته و من ازو سه دختر دارم و مال بسيار گذاشته و ابناى عم او به حيطه تصرف درآوردهاند و مرا و صغيران را محروم و بينوا گذاشته حضرت رسالتپناه عليه السلام ايشان را طلبيد و صورت ماجرا بحضور ايشان بارزاند ايشان همان قانون جاهليت از پيش آورده خواستند كه طريق بيداد آبا و اجداد را رونق دهند آيت آمد كه -