أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) به اتفاق فريقين ، وحضرت عباس به اعتقاد أهل سنت وجماعت از جمله أهل بيت آن حضرت بودند .
اما آنچه گفته : پس اگر در گروه مانعين بودند ، شريك عمر شدند در همه مطاعن .
پس معاذ الله كه جناب أمير ( عليه السلام ) از مانعين باشد ، وجناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را از نص بر امامت خود وتشييد مباني آن باز دارد .
اما آنچه گفته : اگر در گروه مجوزين بودند ، لابد بعضِ مطاعن به ايشان هم عايد گشت ، مثل رفع صوت به حضور پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم . . . إلى آخر .
پس ( ثبّت العرش ثم انقش ) ، أولا بودن جناب أمير ( عليه السلام ) وحضرت عباس به روايات شيعه در آنجا مىبايست كه ثابت كند ، وثانياً رفع كردن ايشان أصوات را به روايات صحيحه شيعه اثبات نمايد ، بعدِ آن هوس توجيه طعن به جناب أمير ( عليه السلام ) در سر نمايد .
مع هذا ; اگر اين امر به روايات صحيحه شيعه هم ثابت شود ، پس آن ممنوع وحرام نخواهد شد ; زيرا كه چون اين رفع صوت به جهت امتثال امر رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود ، بلا شك جايز باشد ، چنانچه رفع صوت در اذان ومعارك جهاد وأمثال آن كه موجب تأذى جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نباشد جايز است .
جارالله زمخشري در “ كشاف “ گفته :
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٩٦