صحابه به وسيله حفظ قرآن در جامه نگنجيده ، وبسيارى از آيات قرآنيه برخوانده ، مدح صحابه ثابت كرده ( 1 ) ، ليكن در اينجا همه آن آيات را فراموش كرده .
بالجملة ; تمام آنچه مخاطب در جواب مطاعن صحابه از آيات در اثبات برائت ايشان از مطاعن ذكر كرده ، وهمچنين آنچه در باب امامت به غرض اثبات خلافت أبى بكر در مدح ايشان از آيات وأحاديث نقل كرده ، وبه آن استحاله اقدام ايشان بر امر باطل ، ثابت كرده ، همه آن را در جواب اين
هامش
1 . [ الف ] [ مخاطب در همين كتاب تحفه اثنا عشريه گويد : ]
بالجملة ; حافظ قرآن را ممكن نيست كه در بزرگى صحابه تردد داشته باشد ، اگر چه حديث وروايت را در نظر نيارد ; زيرا كه أكثر قرآن مملو است از تعريف وتوصيف اين جماعت ، وناظره خوانان ، يك لفظ را از يك آية گوش مىكنند ، وسياق وسباق آن را چون ياد ندارند ، غور نمىكنند كه در آنجا چه قيود واقع شده ، وضميمه آن لفظ كدام كدام چيز در نظم قرآني گردانيدهاند ، كه تأويل مبطلين وتحريف جاهلين را در آن دخلى نمانده ، والله اگر پدر من جز از حفظ قرآن به من هيچ تعليم نمىكرد ، از عهده شكر آن بزرگوار عالي مقدار نمىتوانستم برآمدىروح پدرم شاد كه مىگفت به أستاذ * فرزند مرا عشق بياموز دگر هيچاين همه نعمت حفظ قرآن است كه در هر مشكل ديني به آن رجوع آورده ، حل آن مىكنم . . . إلى آخر .
باب دهم مطاعن صحابه صفحه 662 ( نسخه مطبوعه دهلي ) . ( 12 ) ح . [ تحفه اثناعشريه : 340 ] .