اما آنچه گفته : وچيز سوم كه در اين روايت فراموش شده ، تجهيز جيش اسامة است كه در روايت ديگر آن را ذكر نموده .
پس دليلي بر آن اقامه نكرده ، وما مىگوييم كه : محتمل است كه امر سوم - كه راوي در اين روايت آن را ذكر ننموده يا فراموش كرده - وصيت به خلافت جناب أمير ( عليه السلام ) ، وامر به متابعت أهل بيت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) بود كه به موجب حديث ثقلين مانع از ضلالت است تا مطابق مضمون « اكتب لكم كتاباً لن تضلوا بعده » باشد ، چنانچه در أحاديث ديگر ثابت است .
اما آنچه گفته كه : ادلّ دليل بر اين مدعا آن است كه : چون بار ديگر أصحاب از آوردن دوات وشانه پرسيدند ، در جواب فرمودند كه :
« فالذي أنا فيه خير ممّا تدعونني إليه » يعنى : شما مىخواهيد كه وصيت نامه بنويسم . . . إلى آخر .
پس مخدوش است به اينكه : از كجا ثابت ‹ 429 › شد كه ضمير مجرور در جمله : « تدعونني إليه » راجع است به كتاب ووصيت نامه ؟ !
زيرا كه در رجوع ضمير احتمالات ديگر نيز گفتهاند ، ابن الجوزي مىگويد : راجع به سؤال از مصلحت كتابت است ، يعنى : آنچه من آنم در آن از تأهّب براي لقاء خدا وتفكر در آن ونحو آن ، أفضل است از آنچه سؤال مىكنيد شما از مصلحت كتابت وعدم آن .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٤٩