أحدث فيها حدثاً ، أو آوى محدثاً فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين . . » إلى آخر الحديث ( 1 ) .
وهمچنين نويسانيدن آن حضرت بسيارى از احكام غير از كتاب خدا ثابت ومتحقق است .
اما آنچه گفته : بلكه يك بار عمر بن الخطاب نسخه از تورات آورده ، مىخواند ، آن جناب أو را منع فرمود .
پس جوابش آنكه : به كمال وضوح ظاهر است كه خواندن عمر نسخه تورات را ومنع كردن آن حضرت [ ( صلى الله عليه وآله ) ] أو را از خواندنش ، هرگز دلالت ندارد كه آن جناب چيزى سواي قرآن نمىنويسانيد .
كمال تحير است كه چسان منع آن حضرت را از قرائت تورات ، دليل ننويسانيدن چيزى ديگر سواي قرآن گردانيده ؟ !
ظاهراً اختلال حواس رو داده كه چنين خرافات بر زبان مىآورد !
اما آنچه گفته : اگر غرض ايشان اثبات هذيان بر پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم مىشد اين نمىگفتند : باز پرسيد .
پس تجويز صدور هذيان از جناب پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، مانند اثبات هذيان آن حضرت دليل كفر ونفاق است .
هامش
1 . مشكاة المصابيح 2 / 834 .