« أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنه لا نبيّ بعدي » .
على را چنين گفت خير الأنام [ ص ] * كه اى كرده در كار دين اهتمام
تو را از من آن منزلت شد پديد * كه نسبت ز موسى به هارون رسيد
مگر آنكه نبود پس از من نبىّ * نبوت زمردم شود أجنبي ( 1 )
انتهى .
اما آنچه گفته : در مقابله وحى اين اعتراضات نمودن كي جايز است ؟ !
پس دليل كمال غلط فهمي ونهايت ناداني أو است ; زيرا كه استفهام واستكشاف غرض را كسى اعتراض نمىگويد ; زيرا كه دانستى كه اين قول جناب أمير ( عليه السلام ) براي اظهار كذب منافقين از زبان مبارك جناب خاتم النبيين ( صلى الله عليه وآله وسلم ) بود .
اما آنچه گفته كه : در أصول اماميه بايد ديد كه جميع أقوال آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلم را وحى نمىدانند .
پس كذب محض وبهتان صرف است ، چنانچه قبل از اين در كلام أبو الفتوح رازي گذشت كه أو گفته :
مذهب ما آن است كه رسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) هر چه كرد از وحى منزل كرد .
هامش
1 . [ الف ] سال نهم . [ حبيب السير 1 / 399 ] .