آن صورت بر بعضى از مردم دشوار نمود ، بر سبيل طعن گفتند : اين غلام را پيغمبر [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] بر مهاجرين اولين امير مىگرداند ؟ ! مقاله اين جمع به سمع شريف حضرت رسيد ، بسيار به غضب رفت ، و با وجود حمى و صداع از خانه بيرون آمد ، و سر مبارك را به عصابه اى بر بسته بود ، پس بر منبر برآمد و حمد و ثناى حق تعالى به تقديم رسانيد ، و بعد از آن فرمود : اى گروه مردم ! اين چه مقاله است كه از بعضى شما به من رسيد در باب امير گردانيدن من اسامه را ؟ ! اگر امروز طعن در امارت وى مىنماييد ، پس البته طعن كردهايد در امارت پدرش پيش از اين ! ( 1 )
( پس با اينكه دهلوى در صدد نقل تفصيل مطلب بوده - چون گفته : ( تفصيلش آنكه : . . . ) - ولى قسمتى كه متضمن اعتراض صحابه به دستور پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مبتنى بر فرماندهى اسامه بوده را براى حفظ آبروى صحابه حذف و اسقاط نموده است ) . ( 2 )
86 . حذف فرار ابو بكر و عمر در وادى الرمل
دهلوى گويد : در " معارج " و " حبيب السير " مذكور است كه : بعد از غزوه تبوك ، اعرابى در حضور جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) آمده ، عرض نمود كه : قومى از اعراب در وادى الرمل مجتمع گشته ، داعيه شبيخون دارند ، جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) نشان خود را به ابو بكر صديق داده ، او را امير لشكر ساخته بر آن جماعت فرستادند . ( 3 )
مؤلف ( رحمه الله ) مىفرمايد : استدلال به اين قصه بر فضيلت ابو بكر از قبيل استدلال به آيه : ( لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ ) ( 4 ) بر عدم وجوب صلات است ; زيرا كه عبارت " معارج " و
هامش
1 . روضة الاحباب ، ورق : 165 - 166 .
2 . براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به تشييد المطاعن 1 / 211 - 214 .
3 . تحفه اثنا عشريه : 267 ( طعن چهارم ابو بكر ) .
4 . النساء ( 4 ) : 43 .