زيادى منحرف ساختند و مسائل اصولى را كلى و مجرد از مسائل فرعى ، مورد مطالعه قرار مىدادند .
در حقيقت با توجه به غرض تدوين علم اصول ، كتب اصولى اين دوره را بايد مجموعه اى از علوم لغوى ، ادبى ، كلامى و احيانا منطقى و نظير اينها دانست نه كتب اصولى ، مانند حالتى كه قبل از به كار بردن اين علم براى استنباط احكام ، وجود داشت .
كتابهايى كه در اين دوره تصنيف شده غالبا از متكلمان ، خاصه معتزليان است و چون به علت سدّ باب اجتهاد ( در قرن چهارم ) در حقيقت اصول اهل سنت تا كنون دنبالهء همين دوره را طى مىكند و تغيير فاحشى در اساس آن به وجود نيامده است ، جز اين كه - چنان كه اشاره شد - قسمتى از مسائل منطقى هم بتدريج در آن وارد شد و غالبا متأخران به شرح و توضيح و تعليق كتب متقدمان پرداختند نه به تصنيف كتب مستقل ، لذا قسمتى از مهمترين كتب اصولى اهل سنت از مذاهب مختلف را كه در اين دوره و بعد تصنيف شده با ذكر تاريخ وفات مصنف بر مىشمريم ، از جمله :
1 . آراء اصولى ابو على محمد بن عبد الوهاب بن سلام جبائى ( 303 ه ) .
2 . آراء اصولى ابو هاشم عبد السّلام بن محمد بن عبد الوهاب جبائى ( 321 ه ) « 1 »
3 . اصول ابو الحسن عبيد الله بن الحسن كرخى ( 340 ه ) . « 2 »
4 . اصول الفقه ابو بكر احمد بن على رازى جصّاص ( 370 ه ) .
5 . العمد ، تصنيف قاضى عبد الجبار بن احمد معتزلى اسدآبادى . ( 415 ه ) .
6 . المغنى ، تصنيف قاضى عبد الجبار بن احمد معتزلى اسدآبادى .
7 . التحصيل ، تصنيف ابو منصور عبد القاهر بن طاهر تميمى أسفرايينى ( 429 ه ) .
هامش
« 1 » . اين دانشمند فرزند دانشمند قبل و با هم به نام جبائيان معروف و از پيشوايان معتزلهاند . نام مشخصى براى كتاب اصولى اين دو دانشمند نيافتم . كتاب الفهرست ، يكى از تأليفات ابو هاشم را كتاب الاجتهاد نام مىبرد . در هر حال در كتب اصولى ، خاصه كتب اصولى متقدمان نام اين دو بسيار برده مىشود . ( معتمد ، ابو الحسين بصرى ، عدّة الاصول ، شيخ طوسى و كتب ديگر اصولى )
« 2 » . نام اين دانشمند نيز در كتب متقدمان بسيار برده مىشود . معلوم مىشود مانند دو دانشمند قبل آراء خاص اصولى دارد . اثر اصولى او كه فروع حنفيان بر آن استوار است نام خاصى ندارد ، از آن به عنوان « رسالة فى الاصول » ياد شده اين رساله ، ضميمه تأسيس النظر دبوسى چاپ شده است . ( معجم المطبوعات ، يوسف اليان سركيس ، ج 2 ، ستون 1551 ، الاعلام ، زركلى ، 4 / 347 )