خلاصه اين كه ، كتاب شريف رسائل با اين كه بيش از نيمى از علم اصول را در بر ندارد ، اما در همان نيمه ، علم اصول را دچار تحولى عميق ساخت . مرحوم شيخ در اين مباحث براى اولين بار برجسته ترين ، كاملترين و محققانه ترين اثر عميق را از خود به يادگار گذاشت كه حاوى تمام مسائلى است كه بايد در بر داشته باشد ، و عارى از همه زوايدى است كه نمىتواند در استنباط فقه شيعه تأثير داشته باشد .
ب ) دومين امتياز و أحيانا ابتكارى كه شيخ بزرگوار ، علامهء انصارى در اين علم پديد آورده است ، آراء خاص و أحيانا استدلالات مخصوصى است كه در پاره اى از موارد بدان استناد كرده است ، در اينجا به برخى از آن آراء و استدلالات اشاره مىشود ، اميد است در آينده در اثر مستقلى قدرى مبسوط تر در باره يكايك آنها سخن به ميان آورد . اين نظرات به أمارات و اصول اختصاص ندارد ، بلكه در كليه مسائل علم اصول پراكنده است . اينك به برخى از آنها اشاره و در پايان ، يكى از آراء مرحوم شيخ در باب استصحاب مشروحا ذكر مىگردد :
1 . مرحوم شيخ عقيده دارد كه اگر اخذ قصد امتثال در متعلق امر به يك امر غير ممكن باشد ، آمر مىتواند به وسيلهء دو امر به هدف خود برسد : يكى به خود عمل تعلق گيرد ، ديگرى به انجام دادن عمل به قصد امر . « 1 »
2 . او بر خلاف مشهور معتقد است كه شرط در واجب مشروط ، قيد مادهء امر است و محال است كه قيد هيئت باشد . در عالم لبّ و معنى هم لازم است همين گونه باشد . « 2 »
3 . در مورد دوران امر بين رجوع قيد به هيئت يا مادهء امر ، به رجوع قيد به ماده قائل شده است . « 3 »
4 . در باب مقدمهء واجب ، مقدمه اى را واجب دانسته است كه هدف از انجام آن رسيدن به ذى المقدمه باشد . « 4 »
5 . در مسألهء توسط در دار مغصوبه به سوء اختيار ، خروج را واجب دانسته ، بدون اين كه عقوبتى بر آن مترتب باشد . « 5 »
6 . عامّ مخصّص را حتى بنا بر مجازيّت ، در باقى حجت مىداند . « 6 » .
7 . تمسك به عام را در شبهات مصداقيه ، در صورتى كه مخصّص لبّى باشد ،
هامش
« 1 » . مطارح الانظار ، 60 .
« 2 » همان ، 52 .
« 3 » همان ، 49 .
« 4 » . همان ، 72 .
« 5 » همان ، 153 .
« 6 » . همان ، 192 ، هداية 1 .