بوده و از عموى خود كتاب نهج البلاغه را روايت كرده است ، و بنا بر آن چه قطب راوندى در آخر شرح خود بر نهج البلاغه آورده شيخ عبد الرحيم بغدادى معروف به ابن الاخوة از او روايت مىكرده است . « 1 » ليكن پوشيده نماند كه اگر آن چه صاحب ادب المرتضى از خود گفته صحيح باشد ، آن چه به روضات الجنات نسبت داده كه انساب الطالبيين دو دختر به سيد مرتضى نسبت داده قطعا صحيح نيست ، زيرا منقول از انساب الطالبيين نسبت دو دختر ( زينب و خديجه ) به پدر شريف مرتضى است نه به خود او .
استادان سيد مرتضى .
مورخان جماعتى از اعلام قرن رابع در فنون مختلف را بر شمردهاند كه سيد نزد آنان درس مىخوانده و يا از آنان روايت مىكرده است كه ذيلا نام عده اى از آنان ذكر مىشود :
عبد الرحيم بن نباتة الخطيب ( 374 ه ) .
وى در علوم ادب و صناعت خطابه امام و استادى ماهر بوده « 2 » و سيد مرتضى و برادرش سيد رضى در كودكى شاگردى او مىكردهاند . « 3 »
ابو عبد الله ، محمّد بن محمّد بن النعمان
معروف به « مفيد » ( - 3 - 3 - 3 ، شيخ مفيد ) .
محمّد بن عمران الكاتب ( 384 ه )
معروف به مرزبانى . او خود از بغوى و ابن دريد و ابن انبارى و نفطويه و ديگران روايت مىكرده و صيمرى و تنوخى و جوهرى و شريف مرتضى از او روايت كردهاند . « 4 » روايات مرتضى در امالى بيشتر از مرزبانى است . وى داراى كتب و روايات ادبى بسيار است كه از آن جمله بايد موشح و معجم الشعراء را نام برد . صاحب منتظم عيب او را سه چيز مىداند : ميل به تشيع ، و به اعتزال ، و تخليط مسموع به اجازه . « 5 »
الحسين بن على بن الحسين ( 418 ه )
معروف به وزير مغربى بنا بر نقل كتاب ادب المرتضى « 6 » صاحب رياض العلماء در صفحهء 72 گويد : از كلام صاحب فهرست بر مىآيد كه مرتضى از او روايت مىكرده است . وى داراى كتبى است كه از آن جمله بايد خصائص علم القرآن و اختصار علم المنطق و اختصار غريب المصنف و اختيار شعر
هامش
« 1 » . ادب المرتضى ، 80 به نقل از رياض العلماء نسخهء خطى ؛ آقا شيخ آقا بزرگ ، 670 .
« 2 » . ابن خلكان ، 2 / 331 .
« 3 » روضات الجنات ، 375 و 376 .
« 4 » . ادب المرتضى ، 114 به نقل از رياض العلماء خطى ؛ 471 به نقل از ابن اثير جزرى در جامع الاصول .
« 5 » منتظم ، حوادث 384 .
« 6 » ص 114 .