به عنوان يك اصل عقلايى استناد مىكنيد ؟ هر چند مطمئن نباشيد ؟ !
انصاف اين است كه ، عقلا با بسيارى از اين اصول كه به آنها نسبت مىدهند ، آشنايى ندارند ؛ و بنايشان در اين موارد ، تكيه بر هر قرينهاى است كه موجب اطمينان خاطر آنها شود .
وجود قيد « على مؤمن »
و اما عبارت « على مؤمن » ، كه در برخى از روايات ، به دنبال حديث « لا ضرر و لا ضرار » آمده است ؛ از آنچه گذشت معلوم شد كه اين قيد در روايت ابن مسكان « 1 » ، از زراره ، وجود دارد ؛ در حالى كه ابن بكير « 2 » ، همين روايت را از زراره ، بدون اين قيد روايت كرده است . با اين وصف ، چگونه مىتوان براى اثبات اين قيد به يك روايت از زراره استناد كرد ، در حالى كه روايت ديگر از زراره ، و روايت ابوعبيدة « 3 » ، اين قيد را ندارد !
اهميّت وجود اين قيود
بايد توجّه داشت كه اگر ثابت شود قيد « فى الاسلام » يا « على
هامش
( 1 ) . رجوع شود به روايت 1 ، از روايات عام از طريق شيعه .
( 2 ) . رجوع شود به روايت 2 ، از روايات عام از طريق شيعه .
( 3 ) . رجوع شود به روايت 3 ، از روايات عام از طريق شيعه .