ايشان هر چند اندك باشد ، خُرد نيايد . كه آن نيكى ، آنان را به خيرخواهى تو خواند و گمانشان را دربارهات نيكو گرداند و رسيدگى به كارهاى خُرد آنان را به اعتماد وارسى كارها ، وامگذار كه اندك لطف تو را جايى است و از آن سود برگيرند و بسيار آن را جايى كه از آن بى نياز بتواند .
و بايد گزيدهترين سران سپاه « 1 » نزد تو آن بود كه با سپاهيان يار باشد و آنان را كمك كار و از آنچه دارد بر آنان ببخشايد . چندان كه خود و كسانشان را كه به جاى نهادهاند شايد . تا عزم همگى شان در جهاد يا دشمن فراهم آيد . چه مهربانى تو ، به آنان دلهاشان را بر تو مهربان نمايد . « 2 » و آنچه بيشتر در شهرها و ميان رعيت ، « 3 » دوستى پديد شدن است و دوستى آنان ، آشكارا نگردد جز آنگاه كه دل ايشان بىگزند شود و خيرخواهى شان راست نبايد . جز اينكه با واليان يك دل و مهربان باشند و دوام حكومت آنان را سنگين نشمارند و گفتوگو از ديرماندن آنان را بر سركار ، واگذارند .
پس اميدشان را برآر و ستودنشان را به نيكى پيوسته دار و رنج كسانى را كه كوشش كردهاند ، بر زبان آر ، كه فراوان كار نيكوى آنان را ياد كردن ، دلير را برانگيزاند و ترسان بد دل را به كوشش مايل گرداند ، ان شاء الله . نيز مقدار رنج هر يك را در نظر دار و رنج يكى را به حساب ديگرى مگذار ، و در پاداش او به اندازه رنجى كه ديده و زحمتى كه كشيده ، تقصير ميار ، و مبادا بزرگى كسى موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شمارى و فُرودى رتبه مردى سبب شود ، كوشش سترگ وى را خوار به حساب آرى .
و آنجا كه كار بر تو گران شود و دشوار و حقيقت كارها ناآشكار ، به خدا و
هامش
( 1 ) . خلايف جمع « خليفه » شامل زنان و كودكان و طبقه ضعيف مىشود ، آنها كه با مردان به سفر مىروند . .
( 2 ) . نوع گرايش و تمايل به ارتش به معناى آن است ، بهترين فرمانده را براى آنان انتخاب كنى ، كه سبب شود سربازانرا به محبت و ولايت زمامدار برانگيزاند . ابن ميثم . .
( 3 ) . مطابق نظر ابن ابى الحديد ، مفهوم دلالت دارد كه واژه موضوعات ، به سربازان متعلق است . .