دائم را منافى مقام و مانع بزرگ پيشرفت كارها دانسته اما همانطور كه انتظار ميرفت شاه جوان وقتىكه اكثريتى بدست آورد خود را آلوده بشرارتها و هوسرانيهاى آنزمان نمود و حتى تمام مسافرين اروپائى بدون فرق و امتياز دعوت ميشدند كه در مجالس عيش و عشرت او شركت كنند . گذشته از اين كشور ايران ظاهرا خوشحال و كامياب بود و قندهار هم توسط آرتشى كه شاه خود قائد آن بود پس گرفته شد . در مدت سلطنت او فن معمارى توسعه يافت و ساختمان « صحن كهنه » در مشهد كه ايوان و رواق آن نمونهء زيبائى از معمارى صفوى است توأم با صنعت كاشىكارى در اثر همت او مىباشد « 1 » و ما اين قسمت را به او مديونيم .
پناهندگان ازبك
در زمان شاه عباس ثانى يك شاهزادهء ازبكى بشاه پناهنده شد و با او باحترام و سخاوت و جوانمردى فوق العادهاى رفتار نمودند .
بعدا نظر محمد سلطان ازبك خود را در دامان مهماننوازى ايرانيان انداخت و با او هم با همان ملاطفت و مهربانى و بىغرضى رفتار شد ، حتى يك ارتش در اختيار او گذارده شد تا بتواند حقوق خويشتن را استرداد نمايد . در حقيقت بين سلاطين صفوى يك روح فتوت و جوانمردى غريبى موجود بود و بهترين طريق نمايش آن را در اين ميدانستند كه از پناهندگان و مسافرين خارجى به بهترين طرزى پذيرائى كنند .
اولين سفارت روسيه باران 1664 ميلادى
فهم اين مطلب مشكل است كه كشور روسيه كه در اين موقع مرزهايش در مغرب از آرارات گرفته و در مشرق تا كلات نادرى و سرخس با ايران مشترك بود تا در حدود دو قرن و نيم پيش روابط و مناسباتى عملا با ايران نداشته است . اعزام اولين سفير روسيه بايران كه در تاريخ ثبت شده از طرف امپراطور الكسيس « 2 » كه غالبا گراندوك مسكوى خوانده مىشود بوده است .
هامش
( 1 ) - رجوع به « به يادداشتهاى تاريخى نگارنده راجع به خراسان » در ژرنال انجمن آسيائى همايونى ، شمارهء اكتوبر 1910 . صفحهء 1133 ( مؤلف )
( 2 ) -( Alexis )وى پدر پطر كبير است و جاى تعجب است كه در همين سال سفرائى از جانب چارلز دوم پادشاه انگلستان بنزد خود پذيرفت . ( مؤلف )