تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
داراى چهار خيابان باشكوه كه پهناى آن يكصد و پنجاه پا و حاشيه‌هاى آن را مخصوصا درختان چنار مشرق فراگرفته است . آب از مجراها و جدولهاى سنگى عبور ميكرده و در حوضهاى قشنگى كه سر چهار راهها ( محل تقاطع جاده‌ها ) تعبيه شده بود جمع ميشده - است ، اطراف خيابانها سردرهاى كاشىكارى باغهاى اشراف و درباريان قرار داشت . دكتر فرير « 1 » در كتاب « هند شرقى و ايران » ميگويد « تمام عظمت اصفهان را در واقع ميتوان در چهارباغ مشاهده كرد . در اينجا بزرگان و اعيان شهر به هواخورى مشغول و هريك با اتباع و هواخواهان خود آهسته‌آهسته قدم زده پيوسته كوشش دارند تا در جاه و جلال و سخاوت و عظمت بر ديگران سبقت گيرند . فضاى باغ را درختان سرسبز و گلهاى معطر ، چشمه‌ها و جويبارها فراگرفته دل‌وجان هررهگذر و تماشاچى را زنده ميسازد ، در دو طرف حوض‌ها قصرهاى تابستانى با تمام لوازم تفريح و زيبائى ساخته شده است .

مدرسهء شاه سلطان حسين

در كنار چهارباغ مدرسهء مجلل شاه سلطان حسين واقع است كه ديدنش نگارنده را سخت مفتون ساخت . سردر مدرسه داراى يك طاق مقرنس و كاشىكارى بسيار زيبا ( بشكل‌شان عسل ) و اين سردر بوسيلهء يك دالان يا سرپوشيده‌اى بصحن بزرگ مدرسه متصل ميگردد . كاشىكارى داخل عمارت بسيار نفيس و قشنگ و در بعضى قسمت‌ها بر روى زمينهء سنگ مرمر قدرى برجسته نمودار مىباشد ، رنگ‌آميزى و نقاشىهاى مدرسه فوق العاده دلكش و منظرهء آب ، گل‌ها و سايه مخصوصا بر زيبائى بنا مىافزايد « 2 » « كست » اين مدرسه را خيلى خوب تشريح نموده و چنانچه درخور آن بوده است آن را توصيف كرده است .

پل الله وردى خان

خيابان باشكوه چهارباغ از يكطرف به پل الله ورديخان كشيده مىشود كه با اينكه حاليه روى بويرانى نهاده معهذا از پل‌هاى
هامش
( 1 ) -Freer( 2 ) - ولى بطوريكه لرد كرزن در كتاب خود مينويسد با كمال تأسف قسمتى از دالان اين دانشكدهء مذهبى اخيرا اصطبل غلامان ظل السلطان شده بود . ( مترجم )
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 289 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى