تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
اين حادثه‌جوى دورو و خائن ولى كامياب با بودن رئيس فعلى خود با مغولان راه پيدا كرده و جلب مساعدت و معاضدت آنان را نمود و اوگتاى نه فقط او را بمقامى كه داشت ابقا كرد بلكه لقب قتلغ خان را به او اعطا نمود . اين سلسله چون در خارج كرمان نقشى بازى نكرده‌اند بيش از اين لازم نميدانيم در اينموضوع سخن رانيم و لذا آن را در همينجا ختم مينمائيم « 1 »

هيئت اعزامى مسيحى بدربار مغول 1253 - 1245 ميلادى

قتل و غارت مغول و مخصوصا خرابى هولناكى كه بدست آنها به لهستان و هنگرى وارد آمد توليد وحشت و اضطراب در تمام دنيا نموده اگرچه آن براى قطع منازعات داخلى عامل كافى نبوده است . وقتى كه اين امر بظهور پيوست كه آنها ( مغولان ) براى تسخير اروپاى غربى كوشش نخواهند نمود رعبى كه اروپا را فراگرفته بود از ميان رفته و در عوض اين اميد پيدا شد كه انها اسلام را از اساس خواهند برانداخت و درينميانه شايع شد كه در ميان مهاجمين جديد از طوائف عيسوى موجود ميباشند . در شوراى مذهبى كه در 1445 ميلادى در ليون انعقاد يافت قرار بر اين شد كه دو ميسيون يا هيئت‌هاى اعزامى براى تبليغ مغول و داخل كردن‌شان بآئين مسيح بدربار خان بزرگ فرستاده شوند ، ولى بايد دانست كه از اين دو هيئت فقط يكى كه رياست آن با جوهن د . پلانو كارپينى « 2 » يكنفر فرانسيسكان بود به مقصد رسيد ، او يك سفر غريبى نموده باينمعنى كه از طريق اردوى باتو واقع در ولگا به قراقورم پايتختى كه اوگتاى در درهء اورغون بنا نهاده بود رفته و در 1246 ميلادى موقع مهمى به آنجا رسيد . چه اوگتاى در گذشته و براى انتخاب پسرش گيوك به خانى قوريلتا يا مجلس شورى تشكيل شده بود . دو نفر از وزيران گيوك مسيحى بوده‌اند و اين سبب شد كه از سفير پاپ پذيرائى
هامش
( 1 ) - راجع به اين سلسله من در كتاب ده هزار ميل صفحات 60 و 62 بتفصيل سخن رانده‌ام ( مؤلف ) ( 2 ) -John de Plano Carpini