تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و بزرگ را خرد نيكو را در لباس زشت و زشت را در حليهء نيكو جلوه دهد و با ايهام قوهء غضبانى و شهوانى را برانگيزد تا بدان ايهام طبايع را انبساطى و انقباضى بود و امور عظام را در نظام عالم سبب گردد » . آنچه به ظاهر برميآيد نويسندهء شهير در اينجا علم بديع را بجاى شعر تعريف كرده است . منظور نگارنده در اين فصل البته بحث از دورهء ادبيات كامل زبان فارسى در چند صفحه نبوده بلكه در اينجا ما تنها بذكر چند تن از بزرگترين نويسندگان و شعراى زبان فارسى خواهيم پرداخت و از بيان تفصيلى ادبيات اين كشور باستانى كه مطالعهء آن كار عمرى است درميگذريم .

رودكى

نخستين شاعر بزرگ دورهء ادبيات بعد از اسلام ايران رودكى است . او در نيمهء اول قرن دهم ميزيست ، معروف است وقتى امير نصر سامانى از بخارا پايتخت خود به حوالى هرات اردو زده و مدتى در آنجا متوقف بود سران سپاه را دل براى بخارا تنگ شده از رودكى كه همراه سلطان بود تقاضا كردند شعرى بگويد كه سلطان را به بخارا روانه سازد و او اين قصيده را سرود :
بوى جوى موليان آيد همى * ياد يار مهربان آيد همى ريك آموى و درشتيهاى او * زير پايم پرنيان آيد همى آب جيحون با همه پهناورى * خنگ ما را تا ميان آيد همى شاه سرو است و بخارا بوستان * سرو سوى بوستان آيد همى شاه ماه است و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همى
چون امير نصر اين اشعار را شنيد بر اسب يكى از قراولان سوار شده با عجله و شتابى عازم پايتخت گرديد كه چكمهء سفرش را نپوشيده بلكه آن را بعد بين راه به او رسانيدند . راستى كمتر سرودى است كه اين گونه اثر فورى داشته باشد .

البيرونى

چنان كه در فصل پنجاه و دو ذكر شده است كشور ايران در اواخر سدهء دهم ميلادى در ميان سلسله‌هاى مختلفى تقسيم شده كه همگى سرپرست علم و ادب بوده خاصه از شعرا و سخن‌سرايان زياد ترويج و تشويق مينمودند
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 80 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى